تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
3 - هجرى غير از سكونى است و يكى از آن دو ، معلومات خود را از ديگرى برگرفته و اثبات اين فرض نياز به تحقيق دقيق در كتب تراجم دارد . امّا هجرى ، سمهودى او را ابو على الهجرى مىخواند ( وفاء الوفا ، ج 1 ، ص 69 ) و در جاى ديگر از كتاب خود مىگويد : « و در ابيات الهمزه در كتاب هجرى از محمد بن قليع از مشايخ او روايت شده كه گفته‌اند كه بر كوه عظم ( كوهى است نزديك مدينه ) هرگز برق نزد مگر اينكه باران در پى داشت و مىگفتند كه بر سر آن كوه قبر پيامبرى يا مردى از صالحان است و من مىگويم كه عظم از خانهء من در ملكى كه در ثنيّه دارم ، بگونه‌اى است كه صداى من به آنجا مىرسد و كم اتفاق مىافتد كه ما را باران رسد مگر آن كه عظم را كه بهترين كوههاى ما و پربهره‌ترين آنهاست ، باران فراگيرد » ( ج 2 ، ص 247 ) از اين عبارات معلوم مىشود كه هجرى از مردم مدينه بوده و ملك او در ثنيه نزديك عظم بوده ؛ يعنى در هشت ميلى مغرب مدينه . ابو على هجرى را كتاب النوادر است كه كتابى است بزرگ ، دو نسخهء خطى از آن موجود است ، يكى در دانشگاه كلكته و ديگر در دار الكتب المصريه . دكتر حمود عبد الأمير حمادى آن را در دو جلد به سال ( 1980 - 1981 ) با اتكاء به نسخهء قاهره چاپ كرده است . بيشتر آن شعر و لغت و ذكر عشاير است اما آنچه در آن به جغرافيا مربوط مىشود اندك است و پراكنده . طولانىترين مطالب آن در ذكر داره‌هاى « 1 » عرب است ( ج 1 ، صص 74 - 65 ) و ذكر تيمين است ( ج 1 ، صص 454 - 453 ) و نيز ضريّه است ( ج 2 ، ص 10 ) ياقوت از هجرى هيچ نقل نكرده است ولى بكرى تنها يك مطلب از آن آورده است . ( ص 1017 ) قابل ذكر است كه سمهودى در مواضعى از كتاب خود مطالبى نقل مىكند و مىگويد كه آنها را از هجرى نقل كرده است . ولى وقتى با بكرى سنجيده مىشود ، معلوم مىگردد كه آنچه را كه او از هجرى آورده عين سخن يا تلخيص سخن بكرى است كه از سكونى آورده است .
هامش
* - داره سرزمينى است وسيع ، محصور ميان كوهها ، داراى آب و گياه . شمار داره‌ها عرب از صد مىگذرد ؛ از آن جمله است دارة جلجل كه در معلقهء امرؤ القيس آمده است . م .