از چشمهاى كه ميان نف و اضاخ و نيز از چشمهء عثمان بن عنبسه كه البته غير از چشمهاى است كه بكرى ياد كرده ، ذكرى به ميان نياورده است و نيز در باب ويران كردن بنى عباس حضيرهء سليمان را ( سمهودى ص 233 و بكرى ص 868 ) كه بكرى اشارتى كرده است سمهودى مطالب تازهترى دارد .
سمهودى عباراتى آورده ، منقول از هجرى ، و حال آن كه بكرى نيز همانها را نقل كرده ؛ از اين قرار :
بكرى « ص » / سمهودى ج 2 « ص »
ابرق خترب / 864 / 240
شيماء / 867 / 330
عين سليمان / 868 / 233
شطون 871 / 329
انسان / 877 / 250
3 - فيد : فيد سه صفحه از 1032 تا 1035 را از كتاب بكرى برگرفته است كه در بيشتر آن بر سكونى تكيه دارد . ولى همين ماده عينا در كتاب سمهودى ( ج 2 ، ص 236 - 238 ) آمده است ولى در آغاز مىگويد : هجرى گويد و در پايان نيز از هجرى ياد مىكند كه آنها را از هجرى برگرفته است و اين دليلى است كه بر هجرى در نقل مطالب متكى بوده است . البته در سخن سمهودى از فيد اضافاتى است كه در كتاب بكرى موجود نيست . و اين اضافه بعد از سخن او از صحراى حله آغاز مىشود كه مطالب مفصلى در باب سويقه و كوهى كه در آن معدن بجاودى است و كبد منى و قادم و قويدم و اشيق را دربردارد . چون اين مطالب در آخر فصل آمده ما معتقديم كه در چاپ كتاب بكرى افتاده است .
4 - ربذه : سمهودى در باب ربذه مطالبى بطور خلاصه از بكرى مىآورد بدون آن كه به مأخذ خود اشارهاى كرده باشد فقط يك بار اشاره مىكند كه مطالب را از هجرى گرفته و آن در بكرى موجود است .
5 - سمهودى از هجرى مطالبى مىآورد كه عينا در مادهاى كه بكرى در باب اشعر مىنويسد و از سكونى نقل كرده ؛ موجود است . از اين قرار :
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: صالح أحمد العلي
ص٦١