مىكند و آنچه از طريق ابن شبّه از مدائنى نقل مىكند . ابن نديم نيز به دقت كتب ابن شبه را نقل مىكند ؛ به گونهاى كه با كتابهايى كه مدائنى نوشته خلط نشود . پس آثار اصلى ابن شبّه و آنچه از مداينى نقل كرده ، كاملا مشخص و ممتازند . بنابراين نمىتوان گفت كه آنچه ابن شبّه از مكه و مدينه نوشته عينا همان چيزهايى است كه مداينى نوشته است . از سوى ديگر مىدانيم كه نوشتههاى مداينى درباره مكه و مدينه ضعيف است و ابن شبّه اين ضعف را دريافته و خود به كتابهاى گستردهترى دست يازيده و آثار او در اين مباحث سمت مرجعيت يافته است .
از كتاب « اخبار المدينه » عمر بن شبّه ، شمارى از مورخين متأخر نقل كردهاند ؛ از آن جمله است : سخاوى در « التحفة اللطيفه » « 1 » همچنين ذهبى ، در « التذكره » « 2 » اما بيش از همه سمهودى از او نقل كرده ؛ مثلا در كتاب خود وفاء الوفا حدود 350 مورد از او روايت آورده و اين امر دلالت بر وسعت مطالب كتاب ابن شبه دارد . همچنين او را از ثقات خوانده « 3 » ولى به همهء كتاب او دست نيافته ؛ مثلا در جايى مىگويد : به آن قسمت از كتاب او ، كه ذكر مسجد كرده است ، دست نيافتم و اگر بر آن دست يابم سبب شفاى خاطر گردد . « 4 »
ابن شبّه به وصف جغرافيايى مدينه و منطقهء آن پرداخته و از چاهها و واديها و بازارها و مساجد آن ياد كرده ، همچنين به جنبههاى اقتصادى توجه خاص كرده و دربارهء صدقات ، از اراضى و مزارع و خانهها به تفصيل سخن گفته و از كتب صدقات ، مطالب بسيارى نقل كرده .
ابن شبّه به مهاجرين عنايتى ويژه دارد . از خانهها و مساكنشان مطالب فراوان آورده .
اين مطالب از منابع سمهودى است دربارهء وضع مهاجرين در مدينه .
سمهودى از ابن شبّه چيزى دربارهء انصار نقل نكرده ، شايد ابن شبّه در اين باب تحقيقى نداشته يا سمهودى آنها را نديده است . ابن شبّه بحث دربارهء مهاجران را به عشاير آنها اختصاص داده . او از عشيره ياد مىكند سپس از خاندانهاى آن يك يك نام مىبرد . چون سخن از خاندانهاى بنى تيم ، بنى زهره ، بنى عدىّ بن كعب ، بنى عبد شمس ، بنى اسد ، بنى عامر بن لؤى ، بنى مخزوم ، بنى جمح ، بنى هاشم و غفار .
هامش
( 1 ) - سخاوى ، التحفة اللطيفه ، ج 2 ، ص 49 ، 81 ، 98 ، 135 ، 204 ، 207 ، 254 ، 299 ، 352 .
( 2 ) - ذهبى التذكره ، ج 2 ، ص 516 .
( 3 ) - سمهودى ، وفاء الوفا ، ج 1 ، ص 252 ( چاپ مكتبة السعادة تصحيح محيى الدين عبد الحميد ) .
( 4 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 252 .