ابن سعد گويد كه ازرق حليف بنى اميه بود و در مكه مىزيستند و ازرق و فرزندانش در ميان بنى اميه ازدواج كردند و صاحب فرزندانى شدند . سپس خزاعه آنان را فاسد نمود و به يمن فرا خواند و اين امر در چشم آنان بياراست و گفت شما نسبت رومى را از دامن خود نخواهيد شست مگر آن كه خود را به غسّان منسوب داريد و آنان چنين كردند . « 1 »
نسبشناسان در نسب او گويند كه او فرزند عمرو بن حارث بن ابى شمر الغسّانى است . و اين چيزى است كه او خود هم در كتاب خود آورده است . ازرق را خانهاى بود به جنب مسجد . ديوارهاى آن با ديوارهاى مسجد يكى بود . عقبة بن ازرق بر ديوار مسجد چراغ بزرگى افروخته مىداشت و او نخستين كسى بود كه طوافگاه را براى اهل طواف روشن ساخت . « 2 »
قسمتى از خانهء او بدان هنگام كه ابن زبير مسجد را گسترش مىداد ، جزو مسجد شد و باقى آن به هنگام گسترش دادن مهدى عباسى . و هر يك از آنها را بيش از ده هزار دينار زر پرداختند و خانهاى در جاى ديگر به عوض آن و اين دليل بر فخامت آن خانه است . ايشان را خانهاى در نزديكى مروه بود ، جنب خانهء طلحه . سپس ابن سلمة الازرق خانهاى جنب خانهء بنى مرحب گرفت ؛ رو به روى خانهء حويطب بن عبد العزّى . « 3 » بزرگى و فخامت اين خانهها ، نشانى از قدرت مالى آنهاست كه در منابع نيامده است كه اين ثروت از كجا حاصل كردهاند . در حالى كه هيچ يك داراى مناصب دولتى يا مزارع و املاك نبودهاند و در حوادث نقشى نداشتهاند .
اما ابو وليد ، نام او احمد بن محمد بن وليد بن عقبة بن ازرق است ، در نزد علماى حديث موثق . ابن سعد او را ثقه خوانده و گويد احاديث بسيار روايت كرده . ابو حاتم و ابو عوانه نيز او را از ثقات شمردهاند و ربيع گويد كه او يكى از اوصياى شافعى بود . « 4 »
مالك و شافعى و عمر بن يحيى السعدى و ابن عيينه و بخارى و ابو حاتم از او روايت كردهاند .
در تاريخ وفاتش اقوال مختلف است . ابن حيّان و سمعانى گويند كه به سال 212 وفات
هامش
( 1 ) - ابن سعد ، ج 3 - 1 ، ص 176 .
( 2 ) - تاريخ مكه ، ج 2 ، ص 187 ، 201 .
( 3 ) - تاريخ مكه ، ج 2 ، ص 208 .
( 4 ) - تهذيب التهذيب ، ج 1 ، ص 79 .