بروكلمان در كتاب خود « تاريخ ادب عربى » « 1 » و استاد فؤاد سزگين در « تاريخ تراث عربى » « 2 » و يوهان فوك در گفتارى كه در كتاب « مهدى » اثر دلاويدا نوشته و در مقالهء « دائرة المعارف اسلامى » . همچنين روزنتال در كتاب خود « علم تاريخ نزد مسلمانان » و رشدى صالح ملحس در مقدمهء كتاب ازرقى كه با كتاب منتشر شده است .
كتاب ازرقى به صورت كنونىاش ، به اهتمام ابو الوليد محمد بن عبد الله بن احمد بن محمد بن وليد بن عقبة بن ازرق و به روايت ابو محمد بن اسحاق الخزاعى به ما رسيده است .
بيشتر كتاب را احمد بن محمد بن وليد ازرقى تأليف كرده . ابن سعد دربارهء او گويد :
آهنگرى رومى بود ، غلام حارث بن كلدهء ثقفى . او در روز طائف با شمارى از بردگان طائف ؛ از جمله ابو بثره برادر مادرى عمار ، نزد پيامبر - ص - آمدند و حضرت رسول همه را آزاد كرد . « 3 » نخست عمار ازدواج كرد سپس ازرق .
ازرقى گويد كه پيامبر - ص - نامهاى به جدش داد و زناشويى او را با زنان هر يك از قبايل قريش كه بخواهد مباح گردانيد . و ايشان نامهء پيامبر را نگاه داشته بودند تا در سال 81 در سيل جحاف از ميان رفت .
به ازرق نسبت مىدهند كه او به رسول خدا - ص - گفت كه من از شام آمدهام و اهل و عشيرهء من در آنجاست .
ابن سعد گويد كه بنى الازرق در آغاز دعوى مىكردند كه از قبيلهء تغلب هستند . از بنى كعب . جبير بن مطعم يكى از دختران ازرق را به زنى گرفت و از او صاحب دخترى شد . سعيد بن عاص با آن دختر زناشويى كرد و از او صاحب عبد الله بن سعيد گرديد . « 4 »
محمد بن حبيب گويد كه ازرق با سميّه دخت خياط كنيز ابو حذيقة بن المغيرة بن عبد الله المخزومى ازدواج كرد . سميّه براى او عمرو و سلمه را آورد و نيز گويد كه سلمه با آمنه بنت عفان خواهر عثمان ازدواج كرد « 5 » ابن سعد گويد كه ازرق صاحب فرزندانى به نام سلمه و عمرو و عقبه شد .
هامش
( 1 ) - تاريخ الادب العربى ، ج 3 ، ص 22 .
( 2 ) - تاريخ التراث العربى ، ج 3 ، ص 202 .
( 3 ) - ابن سعد ، ج 3 - 1 ، ص 176 و انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 157 .
( 4 ) - ابن سعد ، ج 3 - 1 ، ص 176 .
( 5 ) - المنمق ، ص 312 .