است . « 1 »
بعضى از محققان معتقدند كه ازرقى همه اماكن عمرانى مكه را در كتاب خود ياد نكرده است ؛ از جمله فاسى مىگويد : در كتابهاى فاكهى و محمد بن اسحاق بن عباس مكى مطالب بسيارى آمده كه ازرقى به آنها توجه نداشته است . آن دو در قرن سوم بودهاند و فاكهى به ظن قوى اندكى متأخرّتر از ازرقى بوده است .
و نيز گويد : مطالب مفيدى است كه ازرقى در تاريخ خود راجع به مكه از آنها غفلت ورزيده و بايد به آن افزوده شود ؛ مثلا احاديث نبوى و آثارى از صحابه و اخبار جاهليت كه مطالبى راجع به مكه و اهل مكه و ملوك آن دربردارند . همچنين ازرقى به جمعآورى واليان مكه در اسلام توجه نكرده . او و فاكهى جز به اخبار كعبه و مسجد الحرام و امثال آن به چيز ديگر توجه چندانى نداشتهاند . « 2 »
در عين حال كتاب ازرقى در نزد علما مكانت خاصى دارد و بر مطالب آن اعتماد فراوان حاصل است .
كتاب عمر بن شبّه در تاريخ مكه به اسلوب كتاب فاكهى و ازرقى است .
محمد بن سعيد الجندى كتاب فضائل مكه را بر اسلوب كتاب ازرقى و فاكهى نوشته است .
رزين العبدرى ، امام مالكيان در حرم ، كتابى در اخبار مكه دارد . فاسى اين كتاب را ديده و مىگويد كه خلاصهاى از كتاب ازرقى است .
سعد الله بن عمر الاسفراينى در سال 762 كتابى تأليف كرده به نام « زبدة الاعمال و خلاصة الافعال » در فضايل مكه و مدينه . او كتاب خود را از تاريخ ازرقى برگرفته است . در واقع كتاب ازرقى را خلاصه كرده است .
همچنين يحيى بن محمد الكرمانى ، كتاب ازرقى را خلاصه كرده و نسخهاى از آن در برلين به شماره 9752 موجود است . « 3 »
در بحث و تحقيق كتاب ازرقى شمارى از غير عربها نيز شركت دارند ؛ از جمله كارل
هامش
( 1 ) - تاريخ الادب العربى ، ج 3 ، ص 22 .
( 2 ) - العقد الثمين ، ج 1 ، ص 80 .
( 3 ) - رجوع كنيد به مقدمهء رشدى ملحس بر كتاب تاريخ مكه .