عشاير است .
بيشتر از املاك كسانى ياد كرده كه اقامتشان منحصرا مكه بوده است ولى عدهاى هم در مدينه خانههايى داشتهاند . پس به ذكر اماكن جغرافيايى پرداخته و از كوهها و درهها و چاهها نام برده است . حتى كوشيده است تا مسافات و فواصل را به نحوى دقيق بيان كند . در باب مساجد و بويژه مسجد الحرام دقت بسيار به كار برده است . و از مكان هر يك از بتان در زمان جاهليت ياد كرده بازارها و حمامها را تعريف كرده و گفته است كه مثلا خلفا كه به مكه مىآمدهاند در كجاها مىنشستهاند . و سراى امارت و قصر صاحب البريد در كجا بوده است و در باب تغييراتى كه در دار النّدوه پديد آمده فصلى مشبع آورده است . و از ديگر مكانهاى اجتماع مردم كه در قرآن به آنها اشارت رفته است ذكرى به ميان نياورده است . يا از مساجد عشاير در شهرهاى ديگر و مجالس اشراف ياد نكرده . ازرقى از سازندگان برخى بناهاى فخيم و مصالحى كه در آنها به كار رفته و بهاى خانهها سخن گفته است .
دربارهء مسجد الحرام سخن را تفصيل داده و همهء منازل اطراف آن چون منازل بنى اميه و عبد الله بن زبير و نيز محله بنى عبد المطلب را شناسانده است .
هر جا كه در نظرش اهميت بيشترى داشته ، شرح مفصلترى هم از آن آورده و در مواضع كم اهميت سخن را مختصر كرده است و اين مطلب را از آنچه دربارهء خانههاى آل ازرق و امويان نوشته است به خوبى مىتوان دريافت .
در هر حال اهتمام او به اماكن جغرافيايى سبب شده كه نقشهء جامعى از مكه به دست دهد . در هر حال كتاب او نمىتواند به تنهايى ، چنان كه بايد ، نياز محقق را برآورد . بايد براى فهم تطورات عمرانى در مكه در خلال دو قرن اول و دوم ، به كتب ديگر هم مراجعه نمود .
منابع بحث در اماكن مكه
مكه را ارزش و اعتبار خاصى است و از آغاز پديد آمدن اسلام و احكام و فرائض آن ، مردم آن را عزيز مىداشتهاند . با وجود اين ارزش و اعتبار و نيز نقشى كه مردم آنجا در تاريخ دولت اسلامى داشتهاند ، معلومات اندكى از اماكن ديرينهء آن ، به ما رسيده است . در كتب فقهى ، فقها در باب قبله و حج كتب و رسائل پرداختهاند اما در باب اماكن مكه فقط به همان بسنده