حليفان هر يك از آنها عنوانى مىگذارد . و نيز براى محلههاى اسد بن عبد العزّى و تيم و عدىّ بن كعب و جمح و سهم عنوانى قرار مىدهد و از محلههاى بنى عامر بن لؤى و حارث بن فهر و خزاعيان ياد مىكند .
آنگاه به محلات و خانههايى كه در عصر پيامبر - ص - بوده است مىپردازد ولى آنچه در محلههاى عشاير نام مىبرد خانهها يا منازل افرادى از رجال ايشان است و بيشتر آنهايى كه بعد از اسلام بودهاند بويژه در زمان امويان و آغاز عصر عباسيان .
و از آنجا كه از محلههاى بنى اسد ، بنى عبد العزّى و زهره و عدىّ نام نمىبرد معلوم مىشود سخن او همهء عشاير را دربرنمىگيرد .
ازرقى عنوانى براى منازل آل قارض و انماريان و آل اومار و عدهاى از خزاعه و آل اخنس بن شريق و آل عدىّ بن ابى حمراء ثقفى . آنگاه به منازل بنى عبد شمس و رجال ايشان مىپردازد و از منازل عبد شمس و ربيعة بن عبد شمس و اميّة بن عبد شمس و عدىّ بن اميّة بن عبد شمس و كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس و منازل آل ابى العاص و آل سعيد بن عاص و اسد بن ابى العاص و آل عقبة بن ابى معيط و منازل حليفان و فرزندان عبد شمس و آل ازرق و آل حضرمى مىپردازد .
همچنين از منازل بنى عبد المطلب و حليفان ايشان و خانههاى برخى از رجال مبرز ايشان نام مىبرد .
پس به ذكر املاك عبد الله بن زبير و پسرش حمزه مىپردازد و از خانههاى افرادى در زمان امويان و اوايل عصر عباسى حكايت دارد . و نيز نامهاى مواضعى از درهها و كوهها را كه به نام مردانى است كه بيشترشان بعد از اسلام در مكه مىزيستهاند . ذكر مىكند . اين رجال از شخصيتهاى بارز نيستند و اندكى از ايشان داراى مشاغل ادارى هستند يا سردارى سپاه و از املاك خلفا جز املاك معاويه و هارون الرشيد ياد نمىكند . در ميان ايشان شمار بسيارى از موالى حتى از بندگان است يا از حواشى خلفاى عباسى .
بحث او بيشتر متمركز در موارد بارز عمرانى است نه دربارهء آنچه عشاير و جماعات در اين زمينه انجام دادهاند . واقع اين است كه برخى از افراد عشاير ، املاكى در جايهاى مختلف به دست آوردند . از اين امر برمىآيد كه نظام عشايرى چنان قدرتى نداشت كه همهء افراد عشيره را در جايى سكنا دهد . مراد از اين سخن ، شخصيتهاى بازر عشيره نيست بلكه مراد تودهء
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: صالح أحمد العلي
ص٤٣٦