موسى شد . پشت اين خانه بستان طلحة بن ابى طلحهء انصارى بود . خانهء ام حبيبه كه بخشى از آن به آل شرحبيل رسيد ، در نزديكى آن بود كه بعدها به يحياى برمكى رسيد و سپس جزء صوافى شد . « 1 »
در چهاردهم مقابل در منيره بود .
در پانزدهم مقابل خانهء سكينه بنت الحسين - ع - بود كه سپس به نصير صاحب المصلى ، مولاى مهدى تعلق يافت و مقابل آن خانهء تميم الدّارى بود . « 2 »
در شانزدهم مقابل فارع اطم حسان بن ثابت بود كه بعدها داخل در خانهء جعفر بن يحياى برمكى شد . « 3 »
در هفدهم را باب الرحمه مىگفتند يا باب السّوق يا باب عاتكه ، رو به روى آن خانهء عاتكه دخت عبد الله بن يزيد بن معاويه بود . اين خانه بعدها در ملكيت يحيى بن خالد برمكى درآمد سپس داخل در خانهء جعفر بن يحيى گرديد . « 4 »
در هجدهم مقابل خانهء عمر بن خطّاب بود كه دار القضاء خوانده مىشد ؛ زيرا عمر دستور داد آن را بفروشند تا قرض او را بدهند - به روايت ابو فديك - يا از آن رو بدين نام خوانده مىشد كه عبد الرحمان بن عوف در شبهاى شورا به آنجا نشست تا كار انتخاب خليفهء منقضى شود و اين روايت سهله بنت عاصم است . « 5 »
اين خانه را عبد الرحمان بن عوف خريد و فرزندانش آن را به معاويه فروختند و بعدها جزء صوافى شد و دواوين و بيت المال در آنجا بود . ابو العباس سفاح آن را خراب كرد و به صحن مسجد افزود . آن را رحبة القضا گفتند .
ابن سعد گويد كه حارث بن نوفل و عباس بن عبد المطلب در زمان جاهليت شريك بودند . آن خانه را رسول خدا به آنها داده بود و ميانشان ديوار كشيد ، خانه نوفل كه رسول خدا ص - به او داده بود در موضع رحبة القضاء بود ، مقابل دار الاماره كه امروز آن را دار مروان گويند . و خانهء عباس كه پيامبر - ص - به او داده بود ، از خانهء مروان بود تا مسجد . دواوين و
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 525 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 502 .
( 3 ) - ابن شبه ، ص 258 .
( 4 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 503 .
( 5 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 504 ، 506 .