بيت المال در آنجا بود ، اين خانه بود كه سفاح خرابش كرد . « 1 »
در رحبة القضاء خانهء عبد اللّه بن مكمل بود اين خانه را پيامبر - ص - به او داده بود ، بازماندگانش آن را به مهدى فروختند . در گوشهاى از آن رئيس شرطه مىنشست و در گوشهء ديگر ميوهفروشان بودند و در آنجا كوچهاى بود به عرض شش ذراع در جانب شمالى آن خانهء نعيم بن عبد اللّه نحّام بود . در آن خانه رو به روى زاويهء رحبة القضاء بود و مقابل آن خانهء جعفر بن يحيى قرار داشت كه در بالا از آن ياد كرديم . نزديك اين خانه خانهاى بود از آن سكينه بنت الحسين - ع - سپس به دست نصير صاحب مصلى افتاد . در كنار آن كوچهاى بود و آن طرف كوچه ، خانهء طلحة بن عبيد اللّه بود . فرزندانش آن را به سه خانه تقسيم كردند . قسمت شرقى آن كه همسايهء خانهء منيره بود به يحيى بن طلحه تعلق گرفت و خانهء پهلوى آن به عيسى بن طلحه و سومى به ابراهيم بن محمد بن طلحه رسيد در غرب آن خانهء عمر بن زبير بود كه همسايهء خانهء عروة بن زبير بود .
در نوزدهم مقابل خوخهء ( دريچهء ) ابو بكر بود كه به صحن قضاء افزوده شد . « 2 »
در بيستم معروف بود به باب السلام و باب الخشوع و نيز آن را باب مروان مىگفتند زيرا چسبيده به خانهء مروان بود . اين خانه در جنوب غربى مسجد بود . خانهء مروان قسمتى از آن متعلق به نعيم بن عبد الله بن عدىّ بوده است و قسمتى از آن خانهء عباس بن عبد المطلّب .
مروان آنها را خريد و از آن دو يك خانه براى پسر خود عبد العزيز بن مروان ساخت . سپس معاويه آن را خريد و سراى امير كرد و بعدها جزء صوافى شد . در جنب اين خانه خانهاى بود از آن آل سفيان بن حرب و ديگرى از آن آل ابو امية بن مغيره . يزيد بن عبد الملك آنها را خريد و از نو بنا كرد و آن بهترين خانههاى مدينه بود و بلندترين آنها . گويند چون از بناى آن فراغت يافت يكى از مردم مدينه را كه به ديدار او آمده بود ، از كيفيت آن خانه سؤال كرد ، آن مرد گفت : براى تو خانهاى در مدينه نمىشناسم و چون يزيد بن وليد به صورت او نگريست تا معناى سخنش را دريابد ، گفت : تو خانه نساختهاى شهرى ساختهاى .
سراى يزيد در كوچهء عاصم بن عمر بن خطّاب بود و در نزد آن خانهء مقداد بن عمرو بهرانى بود و خانهء رباح . خانهء مقداد در خانهء يزيد داخل شد .
هامش
( 1 ) - ابن سعد ، ج 4 - 1 ، ص 12 ، 32 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 507 .