روايت كند : عمر براى صفيه و جويريه هر يك شش هزار دينار مقرر نمود .
اما يعقوبى گويد : براى صفيه و جويريه پنج هزار درهم معين كرد . « 1 » و ديگر زنان را دو هزار درهم . فقط عايشه بود كه به سبب منزلت و مكانت او و مكانت پدرش عطايش افزونتر از ديگران بود .
اما ديگر زنان ؛ ابن سعد از مصعب بن سعد روايت كند كه زنانى را كه از گروه اول مهاجران بودند ، چون اسماء بنت عميس و اسماء بنت ابى بكر و مادر عبد الله بن مسعود را هزار درهم عطا بود . و در روايت ديگر آمده است كه عمر صفيّه دخت عبد المطلب را شش هزار درهم داد و اسماء بنت عميس و امّ كلثوم بنت عقبه و مادر عبد الله بن مسعود را هزار درهم مقرر داشت . و گويند كه زنان مهاجر را بر ديگر زنان برترى داد و به هر يك سه هزار درهم داد .
طبرى گويد : عمر براى زنان اهل بدر هر يك پانصد درهم مقرر نمود و زنان از بدر تا حديبيّه را هر يك چهارصد درهم و زنان بعد از حديبيّه را سيصد درهم . « 2 »
قول ارجح اين است كه بگوييم زنان مهاجر را بر ديگر زنان برترى داد و هر يك را هزار درهم مقرر داشت . اما بقيه زنان را از اهل بدر پانصد درهم و از بدر تا حديبيّه را چهارصد درهم و از آن زمان به بعد همانگونه كه طبرى گفته : سيصد درهم .
تنظيم توزيع عطاء
از آنچه آورديم ، معلوم شد كه اندازهء عطا بر اساس فردى بود ؛ يعنى براى هر فردى مقدارى از عطا مقرر مىشد كه مناسب با وضع آن فرد در اسلام بود . اما توزيع آن به يكيك گيرندگان ميسر نبود ؛ يعنى عطاى افراد هر عشيره را حساب مىكردند و به عريف آن عشيره مىدادند تا او ميان افراد عشيره تقسيم كند .
براى پرداخت عطا به هر عشيرهاى مىبايست شمار افراد عشيره ثبت گردد و نيز شمار عشيرهها در دست باشد و نيز مقرر شود كه كدام يك از آنها بر ديگران سبقت در اسلام دارند .
عمر براى تقسيم به ساكنان مدينه دو دستهء مهم را مشخّص نمود ؛ قريش و انصار . اما باقى
هامش
( 1 ) - التاريخ ، ج 2 ، ص 175 .
( 2 ) - طبرى ، ج 1 ، ص 2413 .