عيب گرفتند و گفتند اين چيزى جز گونهاى از قمار نيست . « 1 »
سليمان بن حبيب گويد : عمر بن خطاب براى فرزندان و زن سربازان دو دينار قرار داد .
عثمان و واليان بعد از او همين قانون را رعايت مىكردند و آن را به ارث به ورثه ميت هم مىدادند . چون عمر بن عبد العزيز بر سر كار آمد از من ( يعنى سليمان بن حبيب ) در اين باره پرسش كرد ، او را آگاه كردم . او وراثت را انكار كرد و گفت آنان را در زمرهء زن و فرزند كسانى از مسلمانان قرار ده كه در ديوان نبودند و گفت من وراثت را قطع مىكنم و مقررى را به همه مىدهم . سليمان گويد : گفتم يا امير المؤمنين آهستهتر حركت كنيد كه مىترسم كه اگر وراثت را قطع كنى رويهاى شود در قطع وراثت و اين سنت توارث را زيان دارد . گفت : راست مىگويى و كار را به همان حال كه بود رها كرد . « 2 »
از اين سه نص كه آورديم چنين نتيجه مىشود :
1 - عمر بن خطاب براى هر نوزاد صد درهم معين كرد و چون به سن رشد مىرسيد آنها را عطاى مقرر مىداد .
2 - معاويه « فرض » نوزاد را قطع كرد و گفت تا از شير بازگرفته نشود ، چيزى به او تعلق نگيرد .
3 - عمر بن عبد العزيز شيوهء معمول را باطل كرد و « فرض » را به هر كس كه مىخواست مىداد و در ميان از شير بازگرفتگان قرعه مىزد .
عطاى زنان
در منابع مطالب متعدد و متباينى در باب عطاى زنان پيامبر - ص - آمده است . روايات تا حدودى اتفاق دارند كه براى عايشه دوازده هزار درهم مقرر شد ولى روايات در باب مقررى ديگر زنان پيامبر ، مختلف است . از ابو هريره روايت شده كه عمر هر يك از زنان پيامبر را دوازده هزار درهم عطا مىداد . « 3 » يعقوبى گويد : او به امّ حبيبه و حفصه هر يك دوازده هزار درهم مىداد . شعبى گويد كه او به ديگر زنان آن حضرت هر يك ده هزار درهم مىداد . زهرى
هامش
( 1 ) - الاموال ، ص 587 .
( 2 ) - الاموال ، ص 596 .
( 3 ) - ابن سعد ، ج 3 - 1 ، ص 216 و الخراج ، ص 45 .