آنجا را از او بستدند و امروز در دست آنهاست .
سمهودى پس از نقل سخن هجرى مىافزايد كه گويى از چشمههايى كه عثمان در آنجا برآورده و اسدى از آنها ياد كرده ، بىخبر بوده است .
در روايات ديگرى آمده است كه عثمان در مراتع قرق شده افزود . ابو مخنف گويد : آنان كه بر ضد عثمان بشوريدند يكى از چيزهايى را كه بر او عيب مىگرفتند افزودن او بر اينگونه مراتع بود . مىگفتند كه اين كار چرا كردى ؟ مىگفت عمر پيش از من مراتعى براى شتران صدقه معين كرده بود . در زمان خلافت من بر شمار شتران افزوده شده پس نياز به چراگاه بيشترى است . « 1 »
در كتب آمده است كه عثمان مراتع قرق شده را توسعه داد . هجرى مىگويد : مرتع ضريّه شش ميل در شش ميل بود ، در زمان عمر و در اوايل خلافت عثمان . ولى بر شمار ستوران افزوده گرديد و به چهل هزار رسيد و جاى براى آنها در مرتع تنگ شد . عثمان براى چريدن اشتران صدقه و اسبان سپاهيان بر وسعت آن افزود . چنان كه آبى از آبهاى بنى ضبيبه را كه نزديكترين آبهاى غنى به ضريّه بود خريد . اين آب را بكره مىگفتند و در نزديكى ارتفاعات در ده ميلى ضريّه بود . عثمان اين آب را داخل در مرتع ضريّه نمود . « 2 » البته اين توجيهات معلوم نمىكند كه خشم مردم بر او در باب مراتع به چه سبب بوده است .
امويان و مراتع
در عصر اموى فقط از يك مرتع نام برده شده . ابن شبّه از ابو عبيد روايت مىكند كه زياد مرتعى در ناحيهء عذيب در سال قحطى به مسكين دارمى داد ، تا آنگاه كه قحطسال به پايان رسيد . « 3 »
به نظر ما امويان نمىخواستند با در اختيار گرفتن مرتعهاى جديد به همان سرنوشت عثمان دچار شوند . فقط به توسعهء مراتعى كه پيش از آمدن آنها بر سر كار موجود بود بسنده كردند .
هامش
( 1 ) - طبرى ، ج 1 ، ص 2962 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 227 .
( 3 ) - اغانى ، ج 18 ، ص 68 .