مدينه آمدند سپس به اطراف پراكنده شدند . « 1 »
اما عين ضريّه و آب روان آن ؛ گويند از آن عثمان بن عنبسة بن ابى سفيان بود . او بود كه آن را حفر كرد و بر آن نخلهايى غرس كرد . آنگاه سدى بست تا آب را حبس كند . چون ابو العباس قيام كرد آنجا هم از جايهايى بود كه بستدند . ابو العباس زنى داشت به نام امّ سلمه مخزومى از بنى جعفر بن كلاب برادر آن زن معروف بن عبد الله در اواخر امارت ابو العباس نزد او رفت . ابو العباس اكرامش كرد ، عبد الله از او خواست كه عين ضريّه را به او بخشد . معروف بن عبد الله بدوى بود و كشاورز . چون نخلها رطب دادند با خاندان خود در آنجا فرود آمد . و مواشى او نيز به آنجا مىآمدند . مردمى از ضريّه از او خواستند كه از نخلستانش بگذرند ، او نيز اجازت داد . براى مهمانان خود رطب چيد و شير دوشيد . دو ماه درنگ كرد مهمانان ديگر آمدند ، او براى مهمانان خود رطب خواست . آن كه به نخلستان رفته بود با اندكى رطب بازگشت و گفت رطب به پايان رسيده است و جز اين كه مىبينى چيزى باقى نمانده است . عبد الله به خشم آمد و از نخلستان بيزار شد و خواست آن را بفروشد . عبد الله هاشمى عامل يمامه آن را به دو هزار دينار خريد و ابو جعفر بن سليمان را كارگزار آن نمود . او در بازار ضريّه چند دكان گرفت و شمار دكانها از هشتاد درگذشت . او از فروش غله و خرما و ديگر محصولات هشتاد هزار درهم در سال سود مىبرد . « 2 »
هنگامى كه ابو خليد العبسى دايى وليد به امارت ضريّه رسيد در آنجا فرود آمد و در حوزهء تصرف غنى ، نهرى حفر كرد . چون بنى عباس بر سر كار آمدند ، غنى آن نهر را با خاك انباشت و با زمين برابر ساخت .
بنى عبس را در درهاى آبى است به نام اسوده و در مرتع آبى است به نام ضحح در كنار رميلة الحسى . اين حسى حساى بنى حصبه است . و نيز از ايشان است الحاء كه نخل فراوان دارد و نيز آبهايى ديگر .
ضريّه به عنوان مرتع و چراگاه اهميت بسيار دارد . اصمعى گويد گفته مىشد كه اگر كسى تابستان را در شرف بگذراند و بهار و خزان و زمستان را در صمّان چنين كسى چراگاه واقعى را دريافته است .
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 229 - 232 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 2 ، 232 ، 233 .