بعضى گويند كه چون عين اشتران زكات را بستانند گويند زكات را عقالا گرفتهاند و اگر بهاى آن را بستانند گويند نقدا گرفتهاند . و نيز گفتهاند كه چون مىگويند فلان براى گرفتن عقال به ميان فلان قبيله فرستاده شد ، مراد گرفتن زكات است . ابو عبيده اين تعبير را پسنديده و گفته است كه اين قول اشبه به صحت است . خطّابى گويد : عقال را غالبا براى بيان حداقل مىآورند نه بيشتر . واژه عقال واژهاى نيست كه بر زبانشان جارى باشد و به معناى زكات يك سال باشد . در اكثر روايات به جاى عقالا عناقا ( بره يا بزغالهء ماده ) آمده است و در روايتى ديگر جديا ( بزغاله ) آنچه در احاديث آمده به هر دو قول دلالت دارد .
مثلا از عمر روايت شده كه او با هر ستورى عقالى و روائى مىگرفت . ( عقال ريسمانى است كه ستور را بدان بندند و رواء ريسمانى است كه با آن بار را بر پشت ستور استوار كنند . م . ) و چون آن ستور به مدينه مىرسيد آن ريسمانها را مىفروختند و جزء زكات به مصرف مىرسانيدند و نيز محمد بن مسلمه روايت كرده كه در عهد رسول - ص - عامل صدقات بود .
دستور داده شد كه چون دو ستور به عنوان فريضهء زكات مىآورد بايد دو عقال و دو مهار هم با آنها باشد .
ديگر آن كه عمر گرفتن صدقه در عام الرّماده را به تأخير انداخت . چون مردم به تن و توش آمدند عامل خود را فرستاد و گفت : از آنها دو عقال بستان . آنگاه يك عقال را ميان خودشان تقسيم كن و يكى را نزد من بياور . مرادش صدقه دو ساله بود . و بر بنى فلان دو عقال است يعنى صدقه دو ساله . و عقل المصدق ( كارگزار صدقه ) آن را اخذ كرد .
و مكروه است فروش صدقه تا كارگزار آن را قبض كند و مىگويند : « لا تشتر الصدقة حتى يعقلها المصدق » . يعنى آن را عامل زكات قبض كند . عقال به معنى اشتر جوان هم هست .
از اين عبارات برمىآيد :
1 - واژهء عقال از زمان ابو بكر استعمال شده .
2 - عقال مربوط به سنوات است . در هر سال عقالى است ؛ يعنى يك گردآورى صدقه .
3 - به جاى صدقه به كار مىرود مانند اسم علم . به سبب كثرت استعمال آن در دوره هاى نخستين .
4 - عقال به ستوران اطلاق مىشود نه به نقود .
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: صالح أحمد العلي
ص٢٨١