اينك بارور مىشد . مسلمانان بر بلاد ديگر غلبه مىيافتند و اين امر علاوه بر اين كه سبب نشر عقايد اسلامى مىگرديد ، براى آنها از منافع مادى هم خالى نبود . پس گردن نهادن به آنچه دولت اسلامى الزام مىكند ضرورى مىنمود .
مهمترين الزاماتى كه دستگاه خلافت بر بدويان مقرر داشت پرداخت صدقات بود . و مراد از آن مالياتى بود كه از مواشى مىپرداختند . شكى نيست كه پرداخت زكات در عهد پيامبر - ص - مقرر بود زيرا بارها در قرآن از آن ياد شده است . واژهء « صدق » و « تصدّق » در شش آيه و « صدقه » در پنج آيه و « صدقات » در هشت آيه ، همچنين واژههاى « المصدقين » در دو آيه و « المتصدقين » نيز در دو آيه و « المتصدقات » در يك آيه آمده است . و همهء اين آيات از آيات مدنى هستند و واژهها داراى معانى مختلف . بعضى پرداخت مال است به منظور برّ و نيكوكارى كه از آن به « تصدق » تعبير شده است . و نيز براى غرض معين در اينجا دو آيه است كه در آنها صدقه به عنوان يك وظيفهء واجب به كار رفته است :
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون خواهيد كه با پيامبر نجوا كنيد ، پيش از نجوا كردنتان صدقه بدهيد . اين براى شما بهتر و پاكيزهتر است و اگر براى صدقه چيزى نيافتيد ، خدا آمرزنده و مهربان است . آيا ترسيديد كه پيش از نجوا كردن صدقهها بدهيد ؟ و حال آنكه صدقه ندادهايد و خدا هم توبهء شما را پذيرفته است . پس نماز بگزاريد و زكات بدهيد و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد ، كه خدا به كارهايى كه مىكنيد آگاه است » ( مجادله : 13 - 12 » .
معلوم است كه صدقه در اين آيه مال معينى است كه مسلمانان پيوسته به پيامبر - ص - بايد بپردازند خواه بدوى باشند و خواه صاحب مواشى و خواه كشاورز يا بازرگان .
مفسرين مىگويند : حكمى كه در اين دو آيه آمده ، به آيه ديگرى كه در باب زكات است نسخ شده است . در اين آيه از صدقه به عنوان ضريبهاى واجب ياد شده :
« گروهى از عربهاى باديهنشين كه گرد شما را گرفتهاند منافقند و گروهى از مردم مدينه نيز در نفاق اصرار مىورزند . تو آنها را نمىشناسى ما مىشناسيمشان و دو بار عذابشان خواهيم كرد و به عذاب بزرگ گرفتار مىشوند . و گروهى ديگر به گناه خود اعتراف كردند كه اعمال نيكو را با كارهاى زشت آميختهاند . شايد خدا توبهشان را بپذيرد . زيرا خدا آمرزنده و مهربان است . از داراييهايشان صدقه بستان تا آنان را پاك و منزه سازى و بر ايشان دعا كن ، زيرا دعاى تو مايهء آرامش آنهاست و خدا شنوا و داناست » . ( التوبه 104 - 101 )
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: صالح أحمد العلي
ص٢٧١