تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
از بنى ناجيه - قوم خود را از اطاعت على در صفّين بازداشته بود و قوم او در آن سال نيز از پرداخت صدقه خوددارى ورزيدند . پس بر عهدهء آنها دو « عقال » بود . ( معنى عقال در پايان فصل مىآيد . م . ) ابو بكر براى پايان دادن به رده ، سپاه اسلام را به اطراف جزيره ، بويژه براى فتح بلاد شام گسيل داشت . او هر چند هيچ يك از مرتدين را در اين لشكرها نپذيرفت ولى بناچار اهميت بدويان در قتال را درك كرده بود و مىدانست كه به زودى براى فتوحاتى كه در پيش دارد به آنها نياز پيدا خواهد كرد . عمر بن خطاب ، بعد از ابو بكر در سال 13 ه . به خلافت رسيد ؛ يعنى دو سال بعد از پايان دادن به امر ردّه . عمر اجازه داد كه مرتدين سابق نيز به لشكر اسلام بپيوندند . پس شمار كثيرى از آنها به سپاه اسلام پيوستند . با پيوستن آنها بر شمار سپاهيان درافزود و لشكر اسلام توانست به فتوحات بزرگى نائل آيد كه اگر بدويان جزيره به آن نپيوسته بودند ، نمىتوانست با آن سرعت پيشروى نمايد . بيشتر جنگجويان سپاه اسلام بدويان بودند و نيز شمار كثيرى از فرماندهان و سرداران كه ميدانهاى جنگ را اداره مىكردند و پيروزى به دست مىآوردند ، شهرها را يك‌يك مىگشودند و قلمرو اسلام را توسعه مىدادند . به سبب شركت فعال قبايل بدوى در جنگها و مهارت و جرئت آنها در پيكار با دشمن بود كه عمر بن خطاب در وصيت خود گفت : « شما را بعد از خود به عربهاى بدوى سفارش مىكنم . دربارهء آنها نيكى كنيد زيرا آنها مادّه اسلام هستند » . درست است كه پس از تسليم بدويان در جنگهاى ردّه خلفا قانونا خود را موظف به انجام شروطى در برابر آنها نمىدانستند ولى ارزش و اعتبار آنها را دريافته بودند و نمىخواستند با تحميل وظايف سنگين ، آنان را برمانند ، بلكه بر حسب موقعيت زمانى و مكانى نسبت به آنها راه مدارا و ملايمت در پيش مىگرفتند . قبايل بدوى نيز بعد از شكست در جنبش ردّه به قدرت حقيقى اسلام ايمان آوردند و فرمان دولت جديد را گردن نهادند و از آن پس هيچ اقدام تمرد آميزى بر ضد آن مرتكب نشدند . زيرا دريافته بودند كه هر چه دولت اسلامى از عظمت بيشترى برخوردار باشد منافع مادى و معنوى ايشان بيشتر تأمين خواهد شد . دولت اسلامى جزيرة العرب را از حالت اضطراب رهانيده و براى آن امن و آسايش را به ارمغان آورده بود . و از ديگر سو يك وحدت سياسى پديد آمده بود و بذر وحدت فكرى و روحى
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 270 | صالح أحمد العلي / عبد المحمد آيتى