فصل يازدهم : شيوهء جمعآورى صدقات
رابطهء ميان پيامبر و قبايل جزيرة العرب از نامههايى كه آن حضرت به آنها يا رؤساى آنها نوشته است ، آشكار مىشود . محتواى اين نامهها و شروطى كه در آنها آمده ، در همه يكسان نيست و اين به سبب اوضاع و شرايطى است كه به هنگام نگارش نامه حاكم بوده است ، چه بر مدينه و چه بر قبايل ، بطور كلى نامهها كوتاه و شروطى كه در آنها به كار رفته است مشخص و روشن است . مگر دو نامه كه يكى به مردم نجران نوشته شده . و يكى به مردم ايله . اين دو نامه مفصل و در آنها شروط و احكامى آمده است كه در نامههاى ديگر كه به قبايل ديگر نوشته است ، به چشم نمىخورد .
چون پيامبر - ص - وفات كرد ، بيشتر قبايل جزيرة العرب مرتد شدند . البته اينجا جاى آن نيست كه در باب ردّه و مفهوم آن و انگيزهها و مظاهر آن ، صحبت كنيم . بلكه به همين اكتفا مىكنيم كه مرتدين - هر انگيزه و ادعايى كه داشتند - از ابو بكر اطاعت نمىكردند . و نمىخواستند تعهداتى را كه با رسول الله - ص - كرده بودند با او به اجرا درآورند . ابو بكر نيز كار را آسان نگرفت ، بلكه بر ضد آنها به قدرت متوسل شد . زيرا نامههايى كه در دست آنها بود به گونهاى نبود كه تعهدات و شروطى را دربرداشته باشند ، هر چه بود تسليم بلا شرط بود . به اين معنا كه آنها را به پيوستن به دولت اسلام و انصراف از شرك ملزم مىنمود . بنابراين ابو بكر در برابر آنها به هيچ شرطى يا قيدى مشخص ، ملزم نمىشد . او حق داشت كه قانونا هر چه بر او فرض است دربارهء آنها به اجرا درآورد و براى آنها هم مقدور نبود كه پس از خضوع در برابر قدرت از خليفه امتيازاتى را مطالبه كنند يا در باب آنچه او مىطلبد چون و چرا كنند . واقع اين است كه على - ع - در زمان خلافتش با بنى ناجيه و عبد القيس پيكار كرد زيرا خرّيت بن راشد -