است . اسدى گويد : شجره كه مردم مدينه آنجا احرام مىبندند ، در پنج ميل و نيمى است . بر ميلى كه بعد از آن است نزديك علمين نوشته شده : « شش ميل از بريد » . معلوم مىشود كه نشانهها غير از بريدها هستند .
سمهودى گويد : آغاز بيابان در آخر ذو الحليفه است و در آنجا دو نشانه هست براى فرق دادن ميان آنها .
از اين رو اسدى در تعداد نشانههاى راه گويد : به هنگام خروج از مدينه دو نشانه است و در مدخل ذو الحليفه هم دو نشانه و نيز در مكان بيرون شدن از ذو الحليفه هم دو نشانه است .
و در جاى ديگر گويد : بيداء بالاتر از نشانهء ذو الحليفه است ، هرگاه از وادى به طرف بالا روى و در اول بيداء چاهى است . « 1 »
و نيز گويد : در مكان بيرون شدن از ذو الحليفه دو نشانهء ديگر است و بيداء بالاى دو نشانهء ذو الحليفه است به قدر يك پرتاب تير از مسجد آن . نشانههاى مذكور ، موجود هستند . « 2 »
از اين عبارت معلوم مىشود كه ذو الحليفه را در مكان دخول ، نشانهاى است و در مكان خروج نيز نشانهاى و اين نشانهها غير از نشانههاى مدينه است .
ذكر نشانههاى ديگر اماكن نيز آمده است . اسدى گويد : در مدخل روحاء دو نشانه است و در مكان خروج از آن هم دو نشانه . همچنين جحفه در آخر آن نزد دو نشانه ، مسجد پيامبر - ص - است كه آن را مسجد ائمه گويند .
و گويد به نشانهء به نيمه رسيدن راه مكه و مدينه ، يك ميل در پايين گردنهء هرشى نصب شده است .
همچنين گويد : در پاى گردنه ، مسجد پيامبر - ص - است ، حد ميلى كه بر آن نوشتهاند « هفت ميل بريد » . از اين عبارت هم برمىآيد كه نشانهها غير از بريدها هستند . « 3 »
وجود اشاراتى كه حدود شهرها و بلاد را معين كند از قديم در خاورميانه امرى مألوف بوده است . معروف است كه در مدخل شهر حيره غريّين بودهاند و در مدخل نينوا تنديسهايى .
اين نشانهها گاه تنديسهايى هستند و گاه سنگهايى كه در قديم جنبهء تقدس داشتهاند سپس به
هامش
( 1 ) - م . ن . ج 4 ، ص 1157 .
( 2 ) - م . ن . ج 4 ، ص 1195 .
( 3 ) - سمهودى ، ج 3 ، ص 1195 .