ادارى آنجا از اين اوضاع خاص متأثر شده باشد .
وضع حجاز ، از حيث سلطهء اسلام و تأثيرش در ادارهء آن ، همانند ديگر شهرهاى بزرگ اسلامى ؛ چون كوفه ، بصره و فسطاط بود ولى باز هم از جنبههايى با اين شهرها تفاوت داشت كه اينك به بررسى آن مىپردازيم :
1 - شهرهاى اسلامى ، پايگاهى بودند براى استقرار سپاه و حركت از آنها براى فتح اقليمهاى ديگر . بنابراين رنگ نظامى داشتند اما حجاز با آن كه دولت اسلامى را با اعزام مردان جنگى يارى مىداد ولى اين گونه اعزامها اندك بود .
2 - شهرهاى اسلامى شهرهايى عربى و اسلامى بودند كه در مناطق مفتوحهء غير اسلامى تأسيس شده بودند و به عبارت ديگر بلاد غير عربى . بنابراين ميان آنها و مناطق مجاورشان ، تباينى وجود داشت ؛ به عبارت ديگر از مناطق اطراف خود جدا افتاده بودند . مدتها سپرى شد تا اين شكاف ميان اين شهرها و مناطق محيط به آنها التيام يافت .
اما حجاز اقليمى عربى و اسلامى بود كه رابطهء ميان شهرها و روستاها و حومه و باديهاش استوار بود . زيرا همه عرب بودند . بسيارى از مردم شهرها - مخصوصا مدينه - از عشاير باديه بودند . همانگونه كه بسيارى از مردم شهر هم در حومه مىزيستند . پس تباين موجود ميان شهرهاى حجاز و باديهء آن ، از حيث حرفهء آنها بود ؛ يعنى بيشتر ساكنان باديه در كار تربيت مواشى و چهار پايان بودند .
3 - شهرهاى اسلامى هر يك مسؤول ادارهء اقاليم مفتوحهء تابع خود بودند ؛ مثلا هر شهرى واليان تابع خود را معين مىكرد و خراج را گرد مىآورد و نظم و امنيت را در آن اقليم برقرار مىكرد . پس براى نظم امور مالى كارمندانى از مردم غير عرب كه در آن بلاد بودند به خدمت مىگرفت . آنان نيز شيوههاى ادارى خود را در حوزهء قلمرو خود اجرا مىكردند .
اما حجاز و مناطق تابع آن همه عرب بودند . بنابراين نياز نداشت كه غير عرب را در امور ديوانى خود به خدمت گيرد از اين رو نمىبينم كه سنتى ديوانى ، كه از غير عربها اقتباس شده باشد ، در حجاز متداول شده باشد .
از سوى ديگر ، از همهء شهرها كالاهاى بازرگانى را به حجاز مىآوردند . بنابراين ادارهء مالى در حجاز سادهتر از ديگر جايها بود و از پيچيدگى آنها به دور بود . درآمد دولت از خراجى بود كه زمينهاى كشاورزى مىگرفتند و عاملان جمعآورى هم عربهاى مسلمان بودند و احكام
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: صالح أحمد العلي
ص٢٣٢