جديد اسلام را اجرا مىكردند ، بدون اين كه مجبور شوند از سنتهاى ادارى قديمى سود برند ؛ زيرا چنين سنتهاى ادارى بومى پيش از اين در حجاز وجود نداشت .
از سازمانها و نظامات ادارى در عصر رسول الله - ص - تا اندازهاى اطلاعات كافى داريم . مورخان اين اطلاعات را در ضمن مطالب تاريخى آوردهاند . اما در دورههاى ديگر كه بعد از آن ايام آمدهاند اطلاعات ما اندك است و براى بيان يك تصوير جامع از اوضاع ادارى در آن زمان كفايت نمىكند . شايد علتش اين باشد كه پس از عصر خلفا ، حجاز ديگر مركز دولت اسلامى نبود . بلكه شهرهاى ديگرى مركز حيات سياسى و اقتصادى و اجتماعى شدند . و مردان بسيارى ظهور نمودند كه در اداره و سياست نقش مهمى را بازى كردند . تا آنجا كه برخى مورخان فقط به جمعآورى احوال و آثار رجال شهرها پرداختند . اما حجاز پس از جنگهاى ردّه ، ديگر نقشى را كه ديگر شهرها بر عهده داشتند بر عهده نداشت . علمايى كه به تدوين حوادث تاريخى و ادارى در حجاز اهتمام ورزيده بودند ، شمار اندكى بودند و آثارشان هم بطور كامل به دست ما نرسيده است . بلكه بيشتر گزيدهها يا اقتباسهايى است كه عراقيان گرد آوردهاند . مسلم است آنها هم چيزهايى را برگزيده يا اقتباس كردهاند كه براى خودشان اهميت داشته و آنچه را مربوط به اوضاع ادارى حجاز بوده چون مورد توجهشان نبوده است رها كردهاند .
شك نيست كه مدينه و مكه دو شهر بزرگ حجاز هستند و هر دو مورد توجه مورخان بودهاند . از اين رو در احوال مردم و واليان و قضات آنها كتابهايى نوشتهاند ولى متأسفانه اين كتابها بطور كامل به دست ما نرسيده است ، به خصوص از قرن سوم ، شمار اين گونه كتابها هم نقصان گرفت ؛ زيرا شهرهاى مهم ديگرى هم در عرصهء تاريخ پديدار گرديدند .
شمارى از جغرافيانويسان مسلمان كه در قرنهاى سوم و چهارم ظهور كردهاند در باب تقسيمات ادارى حجاز مطالبى نوشتهاند . و ما به ذكر اقوال آنان خواهيم پرداخت . ولى بايد توجه داشت كه اين جغرافيانويسان در قرن سوم و بعد از آن پديد آمدهاند . بنابراين سخنشان با اوضاع همان زمان تطبيق مىكند و نمىتوان بطور قطع دعوى كرد كه آنچه دربارهء سازمانهاى ادارى حجاز نوشتهاند عينا همان است كه در عصر خلفا بوده است . از اين گذشته آنها از مردم حجاز هم نبودهاند و معلومات خود را از ديوانها و سجلاتى كه در بغداد بوده است برگرفتهاند يا دربارهء اوضاع ديرين حجاز از اين و آن شنيدهاند .
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: صالح أحمد العلي
ص٢٣٣