پرنعمتى است با نخلستانهاى بسيار و چشمهء فوران كننده و آب جارى كه زمينهاى آن ناحيه را سيراب مىكند . ميوههاى آن به مكه حمل مىشود . يعقوبى گويد : مرّ الظهران از منازل مكه است .
اسدى گويد : ميان مكه و بطن مرّ هفده ميل است . در بطن مرّ مسجدى است از آن رسول خدا . و بركهاى است كه سيلابها در آن گرد مىآيد . طول آن سى ذراع است و چه بسا كه اين بركه از چشمهاى كه عقيق ناميده مىشود پرمىگردد . در نزد اين بركه دو چاه است . « 1 » آن را به سبب تلخى آبش بدين نام خواندهاند .
ابو غسّان گويد : آن را از اين روى به اين نام خواندهاند كه در بطن وادى ، ميان مرّ و نخله به خطى سفيد از نمك ، گويى اين واژه نوشته شده است . در بطن مر قبيلهء خزاعه تقسيم شد . پيامبر - ص - در آنجا به هنگام صلح با قريش فرود آمد .
رسول اللّه درون سيلگاهى در نزديكى مرّ الظّهران فرود آمد تا از صفراوات سرازير شد و در درون اين مسيل كه در جانب چپ راه كسى بود كه به مكه مىرود فرود آمد . زين المراغى گويد : گويند مسجد معروف به فتح همان است .
فاسى گويد : مسجدى كه آن را مسجد فتح گويند نزديك به جموم است از وادى مرّ الظّهران . گويند از مساجدى است كه پيامبر در آن نماز گزارد . ابو على صاحب مكه بناى آن تجديد كرد . و كسى كه بعد از آن به تعمير آن پرداخت شريف حياش بود . در زمان ما شريف حسن بن عجلان براى آن درهاى محكم ساخت تا بيشتر از آن حفاظت كرده باشد و آن را سفيد كرد . كسى كه از جموم به مكه رود ، در طرف چپ خود در كنار سيلگاه آن را مىبيند .
دو وادى ضاج و نبط پيش از مرّ واقع شدهاند . بكرى گويد : مخبر قريهاى است ميان علاف و مرّ . « 2 »
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 174 .
( 2 ) - بكرى ، ص 228 .