اما خيف النّعم ، در آنجا منبرى است . مردمش از غاضره و خزاعه و مردمى ديگر هستند . در آنجا نخلستانها و مزارع است آبش جارى و بسيار است .
بئر معاويه ميان عسفان و مكه است . منسوب است به ابو عبيد الله بن معاويه وزير مهدى عباسى . مهدى هنگامى كه او را به وزارت طلبيد ، اين موضع را به او داد و به نام او ناميده شد .
كديد
ميان عسفان و امجّ ، كديد واقع شده . « 1 » در فاصلهء چهل و دو ميلى مكه ، هشت ميل بعد از عين خلص به طرف مكه و در سمت راست راه . بنى الملوّح كه طايفهاى از بنى ليث هستند در آنجا زندگى مىكنند .
كديد آب چشمهاى است جارى و بر آن نخلهاى بسيار از آن ابن محرز مكّى . از امجّ تا روضه چهار ميل است و از روضه تا كديد دو ميل و از كديد تا عسفان شش ميل . ميان قديد و كديد شانزده ميل فاصله است و كديد به مكه نزديكتر است .
در سى ميلى كديد كوه سعد است و در نزد آن قصر و چند منزل است و بازارى و آبى شيرين . جادهء فيد به مدينه از آنجا مىگذرد .
بشمى واديى است در تهامه كه بشائم در آن مىريزد . ابن الاعرابى گويد : بشمى واديى است كه سيلاب آن در عسفان يا در امج مىريزد . آنجا را به سبب وفور درخت بشام در آنجا بدين نام خواندهاند . ( بشام نام درختى است خوشبوى كه از چوبش مسواك سازند و با برگش موى را سياه كنند )
در جانب چپ عسفان ، شراء است . كوهى است شامخ و عسفان در پايين آن است .
مسكن بوزينگان است . در آن نبع و شوحط رويد . از آن بنى ليث و بنى ظفر از سليم است . در آنجا گردنهاى است به نام خريطه . گريوهاى در بلندى . خريطه از سنگى سخت است و بر آن هيچ چيز نرويد . از شراة كه فرود آيند به سايه درآيند . در نزديكى عسفان بعال است ؛ زمينى است از بنى غفار پيوسته است به غيقه . حازمى گويد و نصر از او نقل مىكند و مىافزايد كه
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 365 .