عسفان
از منازل مهم در راه مدينه به مكه است . در دو مرحلهاى مكه ؛ يعنى در فاصلهء سى و شش ميلى آن . قريهاى است جامع و داراى منبر و نخلستانها و مزارع . عسفان قريهاى است بزرگ و نيكو با مردم بسيار و نخلستانها و مزارع . در آنجا بركهاى است كه از كوه آب به آن مىريزد . عسفان در زمين مسطحى ميان چند كوه واقع شده است . در آنجا چشمههايى است منسوب به عثمان و درخت مقل در آنجا بسيار است و نيز دژى است كهن با برجهاى رفيع ولى نيمه ويران . زيرا كسى در انديشهء تعمير آن نبوده است .
عسفان از آن خزاعه است ؛ يعنى از آن بنى المصطلق از خزاعه . با چاهها و حوضهاى بسيار . مرز تهامه است و از منابر فرع . « 1 »
نزديك به عسفان بطن غران است . ميان آن و عسفان پنج ميل است . بنى لحيان در آنجا سكونت دارند . رسول الله به غزاى ايشان رفت . ابن سعد راه حركت آن حضرت را بيان كرده است . مىگويد : از مدينه بيرون آمد و به سوى غراب رفت و از آنجا به مخيض سپس به بتراء و آنگاه به دست چپ گرديد و بريين و صخيرات الثمام گذشت . آنگاه راه مستقيم را در پيش گرفت و به سياله رسيد . در آنجا بر سرعت درافزود تا بر غران فرود آمد . و آنجا منازل بنى لحيان بود . ديد بر سر كوهها موضع گرفتهاند . چون چنان ديد گفت اگر تا عسفان برويم مردم مكه پندارند كه به قصد آنها آمدهايم . پس با دويست سوار از اصحابش حركت كرد تا در عسفان فرود آمد . آنگاه دو سوار از اصحاب را فرستاد تا به كراع الغميم رسيدند .
رجيع آبى است از هذيل از آن بنى لحيان كه خود از هذيلاند . ميان مكه و عسفان در ناحيهء حجاز از صدر الهدأه . هدأه در هفت ميلى عسفان است چون از مكه بيرون آيى و به جانب چپ راه روى به آنجا رسى ، مردمش از بنى ضمره و از خزاعه هستند .
در نزديكى عسفان خيف ذى القبر است . در پايين خيف سلّام . از آن رو آنجا را بدين نام خواندهاند كه قبر احمد بن الرضا در آنجاست .
اما خيف سلّام بلدهاى است نزديك عسفان بر راه مدينه . در آنجا منبر است و مردم بسيارى از خزاعه . آبش از قناتهاست و باديهاش اندك است ساكنان آن جمعى از جشم و
هامش
( 1 ) - بكرى ، ص 1161 .