مجد و ابن قتيبه گويند كه سقيا در فاصلهء دو روز راه از مدينه است . ولى اسدى مىگويد در فاصله چهار روز راه است و ميانشان صد ميل فاصله است . « 1 »
سقيا قريهء بزرگى است ، نزديك به دريا در مسير يك روز و يك شب راه . قريهاى است جامع از اعمال فرع . منزلى است در آن بستانهاى وسيع و نخلستانهاست . سهيلى گويد : سقيا را به سبب بركهها و چاههاى بسيارش بدين نام خواندهاند . از كسانى پرسيدهاند كه سقيا را چرا سقيا ناميدهاند ؟ گفتهاند : بدان سبب كه مردم در آنجا آب شيرين نوشند .
ابن الفقيه گويد : چون تبّع از مدينه باز مىگشت در سقيا فرود آمد . تشنه شده بود . در آنجا باران فرو باريد و از اين رو آنجا را سقيا گفتند . « 2 »
اسدى گويد : در سقيا مسجدى است از آن رسول خدا - ص - به سوى كوه . و در آنجا چشمهاى است از آب شيرين . در سقيا بيش از ده چاه هست در كنار برخى از چاهها بركههايى است و چشمهاى پرآب كه مصب آن در بركه است و به سوى صدقات حسن بن زيد جارى است . بر سر آن نخل و ديگر درختان است به حد وفور . اين آب مدتى قطع شده بود . پس در سال 243 بار ديگر جارى شد و در سال 253 باز هم قطع گرديد . در يك ميلى از منزل موضعى است كه در آن كشتزارها و نخلستان است و صدقات حسن بن زيد . نيز در آنجا سى چاه است كه هر يك مزرعهاى را سيراب مىكنند .
در ايام متوكل پنجاه چاه ديگر احداث شد كه همه آبشان شيرين است و به قدر قامت يك انسان يا بيشتر و يا كمتر آب در آنهاست . « 3 »
در سه ميلى بعد از سقيا به طرف مكه چاه تعهن است و در تعهن صخرهاى است به نام امّ عقى . تعهن و ذو الريان و امج آبهايى هستند از آن بنى ليث بن بكر و تعهن ميان قاحه و سقياست در راه مكه و مدينه . « 4 »
در يك ميلى سقيا ، قاحه واقع شده و آن وادى عبابيد است كه در سه مرحلهاى مدينه است . نصر گويد : قاحه موضعى است ميان جحفه و قديد . عرّام گويد : در ثافل اصغر كه نام
هامش
( 1 ) - بكرى ، ص 686 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 322 و ياقوت ج 3 ، ص 103 .
( 3 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 357 .
( 4 ) - بكرى ، ص 357 .