حرفههاى اهل قبيله به وضع جغرافيايى آنها بستگى داشت . اگر آب براى زراعت كافى بود به زراعت اشتغال داشتند ، مخصوصا پرورش نخل و كاشتن جو و بعضى سبزيها . گاه آب فراوان بود به نحوى كه شمار بسيارى از افراد در آنجا زندگى مىكردند .
در اين حال آن زمين نام خاصى به خود مىگرفت كه آن را از ديگر اراضى تميز مىداد .
با آن كه در هر يك از آن اماكن يك عشيره سكونت داشت و همهء افراد عشيره يك نسب واحد داشتند ولى كم اتفاق مىافتاد كه آن مكان را به نام آن عشيره بخوانند . غالبا نامهايى كه بر آن اراضى اطلاق مىشد در اصل عربى بود و هيچ دلالتى بر طبيعت يا ساكنان آن نداشت و براى سبب نامگذارى نياز به معلومات ديگرى بود ؛ مثل اين كه گفته مىشد كوهى يا واديى يا آبى و كم اتفاق مىافتاد كه به احوال ادارى منطقه اشارتى رود ؛ مثلا در توصيف مكانى بگويند شهرى بوده يا روستايى .
اهل مدر و اهل و بر
در كتب اشارتى به وضع تمدن ساكنان برخى از مناطق شده است ؛ مثلا اهل « مدر » هستند يا اهل « و بر » .
اهل مدر كسانى بودند كه در مساكنى اقامت داشتند كه ساخته شده و ثابت بود و عموما كارشان زراعت بود يا تربيت دامها و ستوران ؛ چون گوسفند و بز و شتر و خر و اسب ، يا به بعضى از حرفهها يا صنايع اشتغال داشتند و بدان رفع نياز مىكردند ، البته بطور محدود .
اما اهل و بر ، اينان معمولا چوپان بودند و به پرورش دامها بويژه گوسفند و شتر اشتغال داشتند . مساكنشان در اطراف چاهها بود و براى يافتن گياه مخصوصا در فصل بهار كوچ مىكردند و محور مقام كردنشان منطقهء چاههايى بود كه در تابستان و زمستان در آنجا زيست مىكردند .
اينان در چادرهاى مويين زندگى مىكردند و از اين رو آنها را اهل و بر گويند و گاه نيز « اهل باديه » .
غالبا اهل باديه از جماعات اهل مدر فرق دارند ؛ مثلا در كتابها مىخوانيم كه فلان مكان اهلش از فلان عشيره است و باديهء آنها از عشيرهء ديگرى است . و گاه در نسب از عشيرهء