فصل هفتم : اهل حجاز : عشاير
حجاز اقليم وسيعى است كه ميان ارتفاعات نجد و سواحل درياى سرخ واقع شده و بيشتر نيمهء غربى اراضى جزيرة العرب را در برگرفته است . در آنجا بطور كلى حدود جغرافيايى به گونهاى كه مناطق را از هم جدا كند وجود ندارد . همچنانكه اراضى آن متنوع است ، كوههايى دارد از حيث ارتفاع و جهت ، مختلف . شمارى نه اندك واديهايى دارد ، از حيث درازى و گستردگى گونهگون . جلگههاى ساحلى تا مسافت بسيارى كشيده شده و آن را تهامه گويند .
مناطق بىآب و گياه بسيار است ولى مناطقى هم دارد داراى علف و مرتع و آبهاى زيرزمينى كافى براى زراعت .
هنگام ظهور اسلام در حجاز دولتى كه بر آن فرمان براند وجود نداشت . پس از نظامات ادارى هم بىبهره بود . تنها مكه و مدينه و طائف از شهرهايى بودند كه مردم گونهگون در آنها مىزيستند . يا بگوييم داراى نظام ادارى خاصى بودند . نظام قبيلگى ، نظام حاكم بود و آن اساس نظم اجتماعى و سياسى آنجا به شمار مىآمد . اين نظام هم در شهرها عموميت داشت و هم در روستاها و هم در باديهها .
هر قبيلهاى را منطقهاى بود كه در آنجا مىزيست و بر آن تسلط داشت ؛ به عبارت ديگر آنجا ميهن او و خانه او به شمار مىآمد . شمار افراد قبايل و مساحت سرزمين متعلق به آنها منوط به قدرت آنها در دفاع از آن در برابر تجاوزهاى خارجيان بود . چه بسا در قبيله ، تقسيمات داخلى صورت مىگرفت كه بر سر آن خونها ريخته مىشد و آن طرف كه ناتوان بود مجبور بود آنجا را ترك گويد و به مناطق ديگر برود ، در عين حال شجرهء نسب را حفظ مىكرد .