است . رنگش به سياهى مىزند . اين نوع خرما را پيامبر - ص - در مدينه غرس كرد .
كلينى گويد : عجوه را در عراق صرفان گويند .
اما صيحانى ؛ سمهودى از ابراهيم بن محمد بن مؤيد حموى افسانهاى حكايت مىكند ، كه نامگذاريش به اين نام را به زمان پيامبر مىرساند . مىگويد كه آن روز در مدينه در جفاف موضعى بود كه به صيحانى شهرت داشت و گويد صيحانى نخلى است كه تا به امروز به همان نام خوانده مىشود در آنجا به عمل آمد و آن زمين از آن فرزندان صفوى بن سليمان بن طفيل الحسينى بود .
از خرماهاى مدينه جنيب است و دقله و عرق بن زيد و شقم .
ام جرزان نيز از خرماهاى مدينه است كه به مشان عراق مىماند .
از خرماهاى بد مدينه عبارتند از جعرور و معى الفاره و عذق ابن حبيق . بعضى مىگويند كه اين گونه خرماها را نبايد به جاى زكات داد . طبرى در تفسير آيهء
« وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ »
گويد مراد جعرور است و حبيق . رسول خدا - ص - نهى كرد كه صدقه را از آنها گيرند .
تاكستانها و انگور
اما انگور ، عرّام مىگويد كه در مهايع و جبال سراة و ساريه و سوارقيّه و ثنيّة الشريد انگورها و نخلستانهايى بوده كه همانند آنها در ديگر جايها نبوده است .
در طائف نيز تاكستانها بوده ، مخصوصا در وهط .
مو بارزترين درختان ميوه است در حجاز . در قرآن در يازده آيه از آن ياد شده كه شش مورد آن با نخيل مقرون شده ( بقره : 266 ، الاسراء : 91 ، النحل : 11 و 67 ، مؤمنون : 39 ، ياسين :
34 . ) و در سه مورد جنات اعناب آمده است : ( انعام : 99 ، رعد : 4 ، كهف : 32 ، عبس : 28 ) .
ذكر انگور سياه و سفيد و مويز سرخ و سياه در آثار فقها آمده است . « 1 »
عرّام گويد : تاكها را در مهايع و سوارقيه و جبال سراة و ساريه و ثنيّة الشريد مىكارند و انگور ثنيّه و نخل آن را مانند نباشد .
مدينه از مناطق زراعى است و انگور خوب آن مشهور است . در قبا انواع تاكها بود . از
هامش
( 1 ) - المدونه ج 9 ، ص 6 ؛ الأمّ ج 3 ، ص 21 ، 41 ، 48 ، 56 و 57 .