در سمت راست جبل آره حشا واقع شده و آن كوهى است بلند كه در آن هيچ نباتى نيست جز درختى به نام خزم كه از پوست آن رسن بافند و بشّام كه درختى است خوشبوى كه از چوب آن مسواك سازند . حشا از آن خزاعه و ضمره است . « 1 »
گرداگرد حشا واديى است به نام بعق و وادى ديگرى به نام شسّ . « 2 »
ابواء
ابواء در فاصلهء نصف ميل از كوه حشا است . « 3 » آن كوه ، كوه ابواء هم هست . در وادى بعق واقع شده و وادى ابواء را ارثد گويند . « 4 » مردمش از قبايل مختلف است و بيشتر از اسلم .
ابواء قريهء بزرگى است از اعمال فرع . در وادى آن درخت گز رويد و در هيچ جا بيشتر از آن نباشد . در پنج ميلى آن مسجدى از آن پيامبر هست كه آن را بيضه گويند . منطقهء ابواء بيمارى خيز است . « 5 »
در هشت ميلى ابواء حرّة الافاعى واقع شده . آن را از آن رو بدين نام خواندهاند كه افعى در آنجا بسيار است آن سان كه مردم مجبور شدهاند از آنجا مهاجرت كنند . « 6 »
در دو ميلى ابواء درهاى است كه آن را تلعان اليمن گويند .
ابواء يازده ميل از سقيا دور است در ميانهء راه قشيرى واقع شده و آن چشمهاى است پر آب . كوه قدس بر آن اشراف دارد .
عبد الله بن مطيع را در آنجا اموالى است و نيز چاهى است بين سقيا و ابواء ، معروف به بئر ابن مطيع . ميان سقيا و ابواء وادى مطعن و ربا قرار دارد . « 7 »
هامش
( 1 ) - بكرى ، ص 450 و ياقوت ، ج 1 ، ص 100 ، 449 .
( 2 ) - بكرى ، ص 449 ، ياقوت ، ج 1 ، ص 287 .
( 3 ) - بكرى ، ص 449 .
( 4 ) - بكرى ، ص 136 ، و ياقوت ج 1 ، ص 192 و سمهودى ج 3 ، ص 144 .
( 5 ) - ياقوت ، ج 1 ، ص 100 .
( 6 ) - بكرى ، ص 239 .
( 7 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 103 و نيز بنگريد به سمهودى ج 2 ، ص 323 .