در خراسان آشكار شده و نصر بن سيار از در افتادن با وى ناتوان گشته بود ، سپس نصر خواستار متاركه و رها كردن جنگ شد ، ابو مسلم ، نصر بن سيار را كشت و در سال يكصد و سى بر خراسان غلبه يافت و كارمندان و مردان خود را بر سر كار فرستاد و قحطبه و جز او را به عراق روانه ساخت .
ابو العباس عبد اللّه بن محمد امير المؤمنين بخلافت رسيد و دولت مبارك بنى هاشم بظهور رسيد و ابو مسلم تا سال صد و سى و شش در خراسان بود ، سپس از ابو العباس امير المؤمنين اذن حج خواست و او هم او را اذن داد ، پس به عراق آمد و « ابو داود خالد بن ابراهيم ذهلى » را بر خراسان جانشين گذاشت .
ابو العباس امير المؤمنين مرد و ابو جعفر منصور بخلافت رسيد و ابو داود خالد بن ابراهيم در خراسان جانشين ابو مسلم بود ، سپس ابو مسلم كشته شد و « سنباذ » در خراسان بخونخواهى ابو مسلم خروج كرد . پس منصور ، جهور بن مرار عجلى را بجنگ وى فرستاد تا او را شكست داد و كشت و سپاه وى را پراكنده ساخت و ابو جعفر منصور « عبد الجبار بن عبد الرحمن ازدى » را در سال صد و چهل و هشت والى خراسان گردانيد ، پس رهسپار خراسان گرديد و پيش از آن رئيس شرطهء منصور بود ، اما چون دارايى و افرادش در خراسان بسيار گشت ، نافرمانى را آشكار ساخت و سر مخالفت پيش گرفت ، پس منصور ، مهدى را فرستاد تا با وى جنگيد و او را اسير كرد و نزد ابو جعفر روانه ساخت ، تا او را در سال صد و چهل و نه كشت و در قصر ابن هبيره بدار آويخت . اقامت مهدى دررى بود كه قارن اسپهبد طبرستان نافرمان شد ، پس خازم بن خزيمهء تميمى و روح بن حاتم مهلبى را بر سر وى فرستاد و در نتيجه طبرستان گشوده شد و قارن اسير گرديد و مهدى « اسيد بن عبد اللّه خزاعى » را والى خراسان گردانيد و اسيد آنجا بمرد ، سپس « حميد بن قحطبهء طائى » را والى خراسان قرار داد و او هم مدتى آنجا بر سر كار بود ، سپس منصور او را بر كنار كرد و « ابو عون عبد الملك بن يزيد » را بر سر كار آورد .
البلدان ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: اليعقوبي
ص٨٠