تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
خراسان جانشين گذاشت . هشام ، خالد بن عبد اللّه را از حكومت عراق بر كنار كرد و « يوسف بن عمر ثقفى » را والى گردانيد و او را فرمود كه مردى را آشنا بامور خراسان ، نزد وى گسيل دارد ، پس يوسف : عبد الكريم بن سليط بن عطيهء حنفى را نزد وى فرستاد ، پس دربارهء خراسان و حال آن و رجال آن از وى پرسش مىنمود ، و او هم بوى پاسخ مىداد تا آنكه « نصر بن سيارليثى » را براى وى نام برد ، پس فرمان حكومت خراسان را بنام وى نوشت و پيش از آن بر ناحيه‌اى از نواحى خراسان حكومت داشت . پس جعفر بن حنظله را بر كنار كرد و خود امر خراسان را بدست گرفت و يحيى بن زيد بن حسين را از بلخ دستگير كرد و او را در « كهندز » « 1 » زندانى نمود و به هشام گزارش داد ، اما هنگامى نامه‌اش رسيد كه هشام مرده بود . پس وليد بن يزيد بن عبد الملك بخلافت رسيد و يحيى بن زيد چاره جويى كرد تا از محبس گريخت و به ناحيهء نيشابور رفت ، « 2 » پس نصر بن سيار ، سلم بن احوز هلالى را بر سر وى فرستاد و او در « جوزجان » به يحيى رسيد و با وى جنگيد و تيرى ناشناس رسيد و يحيى بن زيد را كشت و سلم بن احوز او را بر دروازهء جوزجان بدار آويخت . و يحيى همچنان بر سر دار بود تا آنكه ابو مسلم غلبه يافت و او را فرود آورد و كفن كرد و به خاك سپرد و هر كه را در كشتن وى همكارى داشته است ، كشت و داعيان بنى هاشم در خراسان در سال ( صد و ) بيست و شش بسيار شدند و نصر بن سيار با جديع بن على كرمانى ازدى جنگيد « 3 » و وليد كشته شد . يزيد بن وليد بن عبد الملك در حالى بخلافت رسيد كه كار خراسان آشفته بود و داعيان بنى هاشم بسيار شده و ربيعه و نزار از نصر بن سيار كناره‌گيرى كرده بودند . سپس مروان بن محمد بن مروان بن حكم خليفه شد و در آن موقع كار ابو مسلم
هامش
( 1 ) در كهندز مرو ( ر . ك . ترجمهء تاريخ ، ج 2 ) قهندز در اصل نام دژ يا قلعهء ميان شهر و تعريب « كهن دز » است ، يعنى قلعهء قديمى و آنگاه در اثر استعمال مخصوص قلعه‌هاى شهرها شده است و آن در جاهاى بسيارى است ، در سمرقند و بخارا و بلخ و مرو و نيشابور و جاهايى جز اينها . ( 2 ) ر . ك . ترجمه تاريخ ، ج 2 . ( 3 ) ر . ك . ترجمهء تاريخ ، ج 2 .