تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
كه كنيه‌اش « ابو حرب » بود تزويج كرد ، پس چون فضل بن يحيى وارد خراسان شد پسرى از او را بنام « حسن » به « غوروند » فرستاد تا بهمراهى جماعتى از فرماندهان آن را فتح كرد و آنگاه او را بحكومت باميان برگزيد و بنام نيايش او را « شير باميان » ناميد ، و باميان از شهرهاى طخارستان « 1 » اول است و از كوه باميان چشمه‌هاى آبى بيرون مىآيد و از آنها رودخانه‌اى به مسافت يك ماه تا قندهار و از درهء ديگرى بمسافت يك ماه تا سيستان مىرود ، و نهر ديگرى در طول سى روز راه تا مرو جريان دارد ، و نهرى ديگر در طول دوازده روز راه تا بلخ ، و نهر ديگرى در طول چهل روز راه تا خوارزم مىرود ، همهء اين نهرها از كوه باميان در اثر ارتفاعى كه دارد بيرون مىآيد ؛ و در آن معادن مس و قلع و جيوه وجود دارد . و از شهرهاى واقع در دست چپ آنكه رو بمشرق است ، شهرى است كه آن را « ترمذ » گويند « 2 » ، و شهرى كه به آن « سرمنكان » گفته مىشود و شهرى كه به آن « دارزنكا » « 3 » گفته مىشود ، و شهرى كه آن را « چغانيان » « 4 » گويند و اين از همه شهرهاى بلخ واقع در دست چپ آنكه رو بمشرق است ، بزرگتر است ، و شهر « خرون » « 5 » و شهرى كه به آن « ماسند » گفته مىشود ، و شهر « بارسان » و شهرى كه آن را « كبر سراع » گويند و شهرى كه به آن « قباذيان » « 6 » گفته مىشود ، و شهرى كه آن را « يوز » « 7 » گويند ، و اين شهر « حاتم بن داود » است ، و شهرى كه بدان « وخش » « 8 » گفته مىشود ، و شهرى كه آن را
هامش
( 1 ) طخارستان ، بفتح اول و « طخيرستان » نيز گفته مىشود : ولايتى است وسيع و بزرگ از نواحى خراسان مشتمل بر عده‌اى بلاد ، يكى عليا و ديگرى سفلى ، عليا در شرق بلخ و غرب نهر جيحون ، و ميان آن و بلخ هجده فرسخ فاصله است ، و سفلى نيز در غرب جيحون است مگر آنكه از بلخ دور تر و به شرق نزديكتر و بزرگترين شهر آن طالقان است . ( 2 ) مردم را در ضبط اين اسم اختلاف و معروف آن بكسر تا و ميم است ، اما بر زبان خود اهالى شهر فتح تا و كسر ميم ، متداول است و برخى بضم ميم گويند ( مراصد الاطلاع ) . ( 3 ) دارزنج ، با راء مفتوحه و زاى مفتوحه : از آباديهاى چغانيان . ( 4 ) صغانيان ، بفتح اول ، كه عجم آن را « چغانيان » گويند ، ولايتى است عظيم و با وسعت در ما وراء النهر كه مضافات آن به « ترمذ » پيوسته است و داراى كوهها و دشتها است . ( 5 ) خرون : ناحيه‌اى است از خراسان و نيز ناحيه‌اى است در دارابجرد . ( 6 ) بضم و بعد از الف ذالى : از نواحى بلخ . ( 7 ) يوزكند بضم يا و فتح زا و كاف : شهرى در ما وراء النهر كه آن را « اوزكند » نيز گويند . ( 8 ) بفتح و سكون : شهرى از نواحى بلخ از ختلان .