تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
كه شهرى است باشكوه بر رودخانهء بزرگ بلخ در طرف شرقى آن ، چه شهر بلخ در طرف غربى رودخانه است و ترمذ شهرى پرجمعيت و پر وسعت است و در كنار « ترمذ » و نيز در ساحل رودخانه شهر « قواديان » نظير « ترمذ » است ، سپس از آنجا به مملكت هاشم بن بانيجور « وخش » و « هلاورد » كه دو شهر باشكوه مستحكم است مىرسد ، و سپس به شهر « شومان » كه پيوسته به مملكت هاشم بن بانيجور و خاندان هاشم است ، سپس به « حديلى » كه شهر داود بن ابى داود است ، سپس به « واشجرد » كه شهر مرزى با عظمت و سرزمينى با وسعت است و هفتصد دژ استوار دارد و اين بدان است كه تركان در ايشان طمع مىكنند ، و ميان اينان و سرزمين تركستان چهار فرسخ است ؛ و از ترمذ تا صغانيان چهار منزل است و « صغانيان » سرزمينى شكوهمند و پر وسعت است و آن را ناحيه‌ها و عده‌اى شهرها است ، و از نواحى آن است « حردن » و « نهاران » و « كاسك » و از « چغانيان » تا مملكت « ختّل » « 1 » سه منزل است و شهر بزرگتر ختّل « واشجرد » است كه آن را نام برديم و گفتيم كه داراى هفتصد دژ استوار و هم مرز بلاد ترك است .

ختل

و از ختّل به تخارستان عليا روند و مملكت « حماريك » پادشاه « شقنان » و « بدخشان » و رودخانهء بزرگ كه تا « شقنان » مىرسد از آن است و اينها همه‌اش مملكت تخارستان عليا است و آنچه در ماوراى نهر بلخ بر جادهء بزرگ واقع است اول آن شهر « فربر » « 2 » است و آن همان مرو است چرا كه تركان به اين شهر مىريختند و مردم مرو و آنچه بدان وابسته است بدانجا مىگريختند و از « فربر » تا « باكند » يك منزل است و « باكند » شهرى است باشكوه و مردمى بهم آميخته در آن سكونت
هامش
( 1 ) ختل ، بضم خا و فتح و تشديد تا : ناحيهء وسيع پر شهرى پشت جيحون ، از « چغانيان » باشكوهتر و وسيعتر ، داراى شهرهاى بيشتر و بركت بيشترى ، كه مركز آن را « هلبك » گويند . ( 2 ) فربر ، بكسر اول و نيز فتح آن ، و فتح دوم و سكون با : شهر كوچكى ميان جيحون و بخارا كه ميان آن و جيحون در حدود يك فرسخ فاصله است و به « رباط طاهر بن على » معروف بوده است .