سر كار گذاشت ، سپس يزيد بن عبد الملك بن مروان بخلافت رسيد و ابن هبيرهء فزارى را والى عراق كرد ، و ابن هبيره هم « قعقاع بن سويد ابن عبد الرحمن بن اويس بن بجير بن اويس منقرى » از مردم كوفه را بحكومت سيستان گماشت ، و سپس ابن هبيره ، قعقاع را از كار بر كنار كرد و « سيال بن منذر بن نعمان شيبانى » را بر سر كار آورد و در تمام اين مدت رتبيل زير بار ايشان نمىرفت و هشام بن عبد الملك بن مروان بر سر كار آمد و خالد بن عبد اللّه قسرى را والى عراق كرد و او حكومت سيستان را به « يزيد بن غريف همدانى » از اهالى اردن داد و رتبيل نافرمان بود ، سپس خالد بن عبد اللّه قسرى يزيد بن غريف را عزل كرد و « اصفح بن عبد اللّه كلبى » را والى سيستان كرد و او پيوسته در سيستان بود تا آنكه خالد او را نيز از كار بر كنار ساخت و « عبد اللّه بن ابى بردة بن ابى موسى اشعرى » را بر سر كار آورد و او مدام والى بود تا خالد بن عبد اللّه عزل شد و يوسف بن عمر ثقفى بر سر كار آمد و چون يوسف بن عمر از طرف هشام بن عبد الملك والى عراق شد ؛ « ابراهيم بن عاصم عقيلى » را والى سيستان كرد و او رهسپار سيستان شد و عبد اللّه بن ابى برده را در بند نزد يوسف فرستاد ، سپس يزيد بن وليد بن عبد الملك روى كار آمد و منصور بن جمهور را در عراق عامل خويش قرار داد ، و منصور هم « يزيد بن عزان كلبى » را در سيستان به كار گماشت ، عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز والى عراق شد « و حرب بن قطن بن مخارق هلالى » را والى سيستان كرد ، سپس عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز ، سعيد بن عمر بن يحيى بن عاص اعور را فرستاد و مردم سيستان وى را از شهر بيرون كردند و بجير بن سهلب از بكر بن وائل عهد نامهاى را از زبان عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز جعل كرد و فتنه ميان بكر و تميم در گرفت ، آنگاه يزيد بن عمر بن هبيرهء فزارى والى عراق شد و « عامر بن ضبارهء مرى » را به سيستان فرستاد ، اما وى به سيستان نرسيد كه دولت بنى هاشم روى كار آمد و ابو مسلم ، « مالك بن هيثم خزاعى » را به سيستان فرستاد ، پس
البلدان ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: اليعقوبي
ص٦٠