تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
« ربيع بن زياد حارثى » نيز از طرف زياد در دوران معاويه و « عبيد اللّه بن ابى - بكره » از طرف زياد در دوران معاويه و « عبّاد بن زياد » كه پس از مرگ زياد براى معاويه والى سيستان شد و « يزيد بن زياد » از طرف يزيد بن معاويه و « طلحة بن عبد اللّه ابن خلف خزاعى » از طرف سلم بن زياد و طلحة بن عبد اللّه در سيستان بمرد و « عبد العزيز ابن عبد اللّه بن عامر » از طرف « قباع » « 1 » يعنى حارث بن عبد اللّه مخزومى كارگزار ابن زبير بر بصره ، و چون مصعب بن زبير از طرف برادرش بحكومت عراق آمد ، « عبد العزيز » را كه مردى دلير و پهلوان بود بر سر كار سيستان گذاشت و « عبد اللّه بن عدى بن حارثة بن ربيعة بن عبد العزيز بن عبد شمس » از طرف عبد الملك بن مروان و « امية بن عبد اللّه ابن خالد بن اسيد بن ابى العيص بن اميه » از طرف عبد الملك بن مروان ، سپس « عبد اللّه ابن امية بن عبد اللّه بن خالد بن اسيد » از طرف پدرش و « عبيد اللّه بن ابى بكره » از طرف حجاج در دوران عبد الملك بن مروان ؛ و عبيد اللّه بن ابى بكره در سيستان بمرد و چون عبيد اللّه بن ابى بكره را مرگ فرا رسيد ، پسرش « ابو برذعه » را جانشين ساخت ، سپس حجاج فرمان حكومت سيستان را با خراسان براى « مهلّب بن ابى صفره » نوشت و مهلب هم « وكيع بن بكر بن وائل ازدى » را بر سيستان حكومت داد ، سپس حجاج ، « عبد الرحمن بن محمد بن اشعث كندى » را والى قرار داد و مردم وى را نصيحت كردند كه نكند ليكن نپذيرفت ، پس عبد الرحمن نافرمان شد و با حجاج مخالفت ورزيد و بسوى وى رهسپار شد و با وى جنگيد ، سپس شكست خورده به - سيستان باز آمد و حجاج به پادشاه رتبيل نوشت تا عبد الرحمن را دستگير كند و نزد وى فرستد ، پس او را گرفت و دربند كرد و همراه فرستادگان حجاج روانه‌اش ساخت ، پس عبد الرحمن خود را از بامى كه روى آن بود در انداخت و گردنش درهم شكست و در « رخّج » بمرد ؛ و ميان حجاج و رتبيل پادشاه سيستان سازش افتاد
هامش
( 1 ) قباع بر وزن غراب : پيمانه‌اى است بزرگ و لقب حارث بن عبد اللّه والى بصره ، لقب به لانه اتخذ ذلك المكيال لهم ، او لانهم اتوه بمكيال لهم حين وليهم ، فقال : ان مكيالهم هذا القباع ( منتهى الارب ) .