است و با خراسان مانند و برابر بود . و از نواحى آن است ، « ناحيهء بست » و « ناحيهء جوين » و « ناحيهء رخّج » « 1 » و « ناحيهء خشّك » و « ناحيهء بلمر » و « ناحيهء خواش » و ناحيهء بزرگ زرنج » كه پايتخت شاه « رتبيل » است و چهار فرسخ مساحت دارد و پيرامون آن خندقى است و آن پنج دروازه است و رودخانهاى دارد كه از وسط شهر مىگذرد و به آن « هندمند » « 2 » گفته مىشود و « تبّع » يمانى تا همين شهر رسيد و اينجا اقامت گزيد و « ناحيهء زالق » و « ناحيهء سنارود » و آن را رودخانهاى است بنام « هندمند » كه از كوههايى بس بلند مىآيد و از هيچ سرزمينى جز از راه بيابان به آنجا راه نتوان يافت و بامكران از بلاد سند و قندهار هم مرز است و نخستين كسى كه آن را فتح كرد ربيع بن زياد حارثى بود كه از راه بيابان هفتاد و پنج فرسخ را در نورديد و به « زرنج » رسيد و آن همان شهر بزرگى است كه پادشاهان در آن بودهاند و اين فتح در خلافت عثمان روى داد ، اما ربيع از محلى كه به آن « قرنين » « 3 » گفته مىشد ، نگذشت و سپس عبد الرحمن بن سمرة بن حبيب بن عبد شمس رهسپار آنجا شد و سپس سيستان تا خلافت معاويه نافرمان بود تا آنكه عبد الرحمن بن سمره حكومت يافت و بلاد را گشود و به كرمان رفت و آنجا را فتح كرد و سپس به سيستان بازگشت و با مردم آنجا صلح كرد و ديگر باره سيستان ياغى شد تا آنكه ربيع بن زياد حارثى رهسپار آن گرديد و سپس نافرمان شد ، تا عبيد اللّه بن ابى بكره بر آن حكومت يافت .
واليان سيستان :
« ربيع بن زياد حارثى » براى عبد اللّه بن عامر بن كريز در خلافت عثمان و « ربعى ابن كاس عنبرى كوفى » از طرف عبد اللّه بن عباس در خلافت امير المؤمنين على بن ابي طالب صلوات اللّه عليه و « عبد الرحمن بن سمره » نيز در دوران معاويه ، و همانجا بمرد و
هامش
( 1 ) بر وزن زمج بتشديد دوم : ناحيهاى از توابع سيستان و شهرى از نواحى كابل ( مراصد لاطلاع ) .
( 2 ) هندمند ، بكسر و سكون و فتح ميم و سكون نون .
( 3 ) بفتح و سكون و كسر نون :
آباديى از روستاى نيشك از نواحى سيستان ، يا شهرى كوچك در يك منزلى سيستان در طرف چپ كسى كه رو به بست مىرود ( مراصد الاطلاع ) .