تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
و اظهار شادمانى كرد و سپس گفت : بدانيد كه اين پسر بخلافت مىرسد و سپاهش و يارانش و چيرگان بر وى قومى باشند كه روهايشان مانند روى اين جغد باشد ، پس شهرى كهن بنا مىكند و اين جمعيت در آن منزل مىكنند و آنگاه پس از وى فرزندان وى در آن فرود مىآيند . و آن روز رشيد به هيچ شكارى چنان شادمان نگشت كه به شكار من آن جغد را . سپس معتصم تصميم گرفت كه در همانجا فرود آيد ، پس محمد بن عبد الملك زيّات و ابن ابى دؤاد و عمر بن فرج و احمد ابن خالد معروف به « ابو الوزير » را فراخواند و به آنان گفت : از اهل اين كليسا اين زمين را خريدارى كنيد و چهار هزار دينار بهاى آن را بايشان بپردازيد ، پس چنان كردند و سپس مهندسان را حاضر كرد و گفت : مناسبترين اين جاها را اختيار كنيد . پس چندين جا براى قصر برگزيدند و بهر مردى از اصحاب خويش ساختن قصرى را محوّل ساخت ، از جمله ساختمان « جوسق » خاقانى را به « خاقان عرطوج ابو الفتح - ابن خاقان » و ساختمان قصر معروف به « عمرى » را به « عمر بن فرج » و ساختمان قصر معروف به « وزيرى » را به « ابو الوزير » محوّل كرد ، سپس براى فرماندهان و منشيان و ديگر مردمان قطعه زمينها را خط بركشيد و مسجد جامع را خط بركشيد و بازارها را پيرامون مسجد جامع خط بركشيد ، و رسته‌هاى بازارها وسعت داده شد و چنان كه بازارهاى بغداد منظم گشته بود ، هر تجارتى جدا و هر جمعيتى تنها قرار گرفت و نوشت تا كارگران و بنايان و اهل صنعت از آهنگران و درودگران و ديگر صنعتها ، فراخوانده شوند و چوب ساج و ديگر چوبها و تنه‌هاى درختان از بصره و توابع آن و از بغداد و ديگر جاهاى سواد ( عراق ) و از انطاكيه و ديگر كناره‌هاى شام حمل گردد و كارگران سنگ مرمر و فرش مرمر حمل شود ، پس در « لاذقيّه » و جز آن كارخانه‌هاى مرمر سازى داير گرديد و قطعه زمينهاى تركان را از قطعه زمينهاى مردم همگى جدا ساخت و آنان را از اينان بر كنار داشت چنان كه با قومى از نو عربان آميزش پيدا نكنند و جز فرغانيها با آنان همجوار نباشند ؛
البلدان ( فارسى ) — صفحة 31 | اليعقوبي / عبد المحمد آيتى