تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
ناميده مىشود ، بخش گرديد ، و در اين بابت همانچه را دانسته بوديم باز گفتيم . اكنون بايد كه « سرّ من رأى » را يادآور شويم ، چه آن دومين شهر از شهرهاى خلفاى بنى هاشم است و هشت نفر خليفه در آن ساكن شده‌اند ، از جمله معتصم كه آن را بنياد نهاد و پديد آورد و واثق كه هارون بن معتصم است و متوكل جعفر بن معتصم و منتصر محمد ابن متوكل و مستعين احمد بن محمد بن معتصم « 1 » و معزّ « 2 » ابو عبد اللّه بن متوكل و مهتدى « 3 » احمد بن ابى يعقوب گويد : در دوران گذشته ، سر من رأى بيابانى از سرزمين « طيرهان » بود و عمارتى نداشت ، فقط در همان جايى كه كاخ سلطنتى معروف به « كاخ عمومى » قرار گرفت ، ترسايان را كليسايى بود و همان كليسا « بيت المال » شد ، پس چون معتصم در بازگشت از طرسوس در همان سال كه بيعت بخلافت وى انجام يافت يعنى سال دويست و بيست و هشت وارد بغداد شد ، در كاخ مأمون فرود آمد و سپس كاخى در طرف شرقى بغداد بنا كرد و به آن منتقل گشت و در سالهاى دويست و هجده و نوزده
هامش
چهارم رمله است كه سليمان بن عبد الملك هنگامى كه از طرف برادرش وليد والى جند فلسطين شد ، در لد فرود آمد و سپس شهر رمله را بنياد نهاد . پنجم واسط عراق است كه حجاج در سال هشتاد و سه يا هشتاد و چهار بقول احمد بن يحيى آن را بنا كرد و مسجد و قصر آن ، و قبهء خضراء را در آن ساخت و چون قبلا نيستان بود ، « واسط القصب » ناميده شد . ششم مدينة السلام است كه ابو جعفر منصور بناى شهر آن را كه به خود وى منسوب بود ( مدينة ابى جعفر ) در سال صد و چهل و پنج در طرف غربى بغداد آغاز نمود . پس چون محمد بن عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب در مدينه ، و برادرش ابراهيم در بصره خروج كردند ، منصور به كوفه رفت و تا كشته شدن آن دو همانجا اقامت گزيد و سپس در سال صد و چهل و شش به بغداد برگشت و بناى آن را بانجام رسانيد و آن را « مدينة السلام » ناميد ، و بيت المالها و ايوانها را به آن منتقل ساخت ، سپس مهدى رصافه را در طرف شرقى بغداد ساخت و اين طرف را « عسكر المهدى » مىناميدند ، چه هنگامى كه به رى مىرفت در آنجا اردو زد و چون بازگشت ، در سال صد و پنجاه و يك در رصافه منزل گزيد و ساختمانهاى دو طرف بهم پيوسته گشت ، تا امروز طرف غربى بغداد را براى كژ ايستادن مردم در قبله‌شان « زوراء » و طرف شرقى را « روحاء » مىنامند . هفتم سر من رأى چنان كه گفتيم ( ر . ك . التنبيه و الاشراف ص 311 - 312 ) ( 1 ) سيوطى وى را احمد بن معتصم و برادر متوكل ، و مسعودى وى را احمد بن محمد بن محمد معتصم نوشته است ( ر . ك : تاريخ الخلفا ص 358 ، التنبه و الاشراف ص 315 ) ( 2 ) بيشتر وى را « المعتز بالله » نوشته‌اند . ( 3 ) و معتمد احمد بن متوكل كه پس از كشته شدن مهتدى محمد بن واثق در ماه رجب سال 256 بخلافت رسيد . ر . ك . البلدان ص 34 .