تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
آورده مىشود ، آن را به تبت مىبرند و سپس به خراسان حمل مىكنند . . . گويد : و احمد بن ابى يعقوب مولاى بنى عباس گفته است : جماعتى از دانشمندان معدن شناس به من گفتند كه معادن آن ( يعنى مشگ ) در زمين تبت و جز آن معروف است و صادر كنندگان در آنها بنايى شبيه مناره به طول استخوان ذراع ساخته‌اند ، پس آن حيوانى كه مشگ از نافهء آن تكون يابد ، مىآيد و نافهء خود را به آن مناره مىخارد و نافه‌ها آنجا مىافتد و آنگاه صادر كنندگان در موقعى از سال كه آن را شناخته‌اند ، به آنجا مىآيند و نافه‌ها را بىهيچ مانعى برميگيرند ، اما هنگامى كه آن را به تبت آوردند ، از ايشان ده يك گرفته مىشود . . . گفته است : و بهترين مشگها آن است كه آهوان آن گياهى را بنام « كدهمس » كه در تبت و كشمير يا يكى از اين دو جا مىرويد بچرند . ابن ابى يعقوب گويد كه نام اين گياه « كندهسه » است . و احمد بن ابى يعقوب گفته است : بهترين مشگها مشگ تبتى است و بعد از آن مشگ سغدى و پس از سغدى مشگ چينى و بهترين مشگهاى چينى همان است كه از خانقو آورده مىشود و آن همان شهر بزرگى است كه بندر چين است و كشتيهاى بازرگانان مسلمين در آن پهلو مىگيرند ، سپس از راه دريا به زقاق حمل مىشود و آنگاه كه نزديك سرزمين ابلّه رسيد بوى آن بلند مىشود و بازرگانان نميتوانند آن را از عشاران پوشيده دارند ، پس هرگاه از كشتى درآمد بوى آن نيكو گردد و بوى دريا از آن برود . سپس مشگ هندى است و آن همان است كه از تبت به هند و سپس به ديبلى ( ديبل ) حمل مىگردد و آنگاه از راه دريا صادر مىشود و آن از قسم اول پست‌تر است ، و پس از مشگ هندى مشگ قنبارى است و آن مشگى است نيكو جز اينكه در ارزش و گوهر و رنگ و بو از تبتى پائينتر است و آن را از سرزمينى بنام قنبار از نواحى چين و تبت ( ميان چين و تبت ) مىآورند و بسا كه آن را به غلط و اشتباه‌كارى به تبت نسبت دهند . گفته است : و پس از آن در خوبى مشگ طغرغرى ( طغرغرى ) است ، و آن مشگى است گرانمايه مايل بسياهى كه آن را از سرزمين تركهاى