سوس اقصى
و از شهرى كه به آن تامدلت گويند ، به شهرى كه به آن سوس گفته مىشود و همان سوس اقصى است كه بنو عبد اللّه بن ادريس بن ادريس در آن منزل گزيدند و اهالى آن مردمى بهم آميخته از طوايف بربر و بيشترشان از بنى مداسهاند ، و از سوس به ناحيهاى كه به آن اغمات گفته مىشود و آن ناحيهاى است پرنعمت كه در دشت و كوه آن چراگاه و كشتزارها است و مردم آن قومى از بربرهاى صنهاجهاند ، و از اغمات به ماسه و ماسه نزديك دريا است و كالاهاى بازرگانى بدان حمل مىشود و مسجد معروف به « مسجد بهلول » و نگهبانى مرزى بر ساحل دريا در آن واقع است و كشتيهاى خيطى كه در ابلّه ساخته مىشود و سوار بر آنها تا چين مىروند در محل مسجد بهلول پهلو مىگيرد .
از سجلماسه براى كسى كه رو به قبله به قصد سرزمين ديگر طوايف مختلف سياهپوستان رهسپار شود ، در بيابانى و صحرايى باندازهء پنجاه منزل راه مىپيمايد و سپس در بيابانى به قومى از صنهاجه مىرسد كه آنان را انبيه مىگويند ، و آنان را قرارى نيست و عادت و سنت همهشان آن است كه خود را با عمامههاى خود دهان بند نهند و پيراهن نمىپوشند بلكه جامههاى خود را به گردن حمايل مىافكنند و معاش ايشان از شتر است و آنان را زراعتى و خوار و بارى نيست ، سپس به سرزمينى مىرسد كه به آن غسط گفته مىشود و آن سرزمين آبادى است كه اقامتگاه جمعيت است و پادشاهى دارند كه دين و شريعتى ندارد و با بلاد سودان مىجنگد و مملكتها شان بسيار است .
كتاب « البلدان » تأليف احمد بن ابى يعقوب بن واضح كاتب بپايان رسيد و الحمد للّه رب العالمين و صلى اللّه على محمد النبي و آله الطاهرين .
على بن ابى محمد بن على كندى انماطى كه خداى او را و هر كس را كه آمين گويد بيامرزد ، آن را نوشت ، و الحمد للّه كفى افضاله ، و صلواته على محمد و آله ، و در بامداد روز شنبه بيست و يكم شوال سال ششصد و هفت از نوشتنش فراغت روى داد .