بارهاش از طرف دريا با سنگ بنا شده بود اما مردم آن عليه زيادة اللّه بن اغلب قيام كردند و از آنان بود منصور طنبذى و حصين تجيبى و قريع بلوى ، پس با آنان جنگيد و چون بر ايشان پيروز آمد بارهء شهر را ويران ساخت پس از آنكه بسيارى از ايشان را كشت . و از ساحل تونس به جزيرهء اندلس مىروند و ما جزيرهء اندلس و احوال آن را در موقع ذكر تاهرت يادآور مىشويم ، و از قيروان تا شهر باجه سه منزل است و شهر باجه شهرى است بزرگ كه بارهاى كهن از سنگ بر آن كشيده است و قومى از سپاهيان قديم بنى هاشم و قومى از عجم در آن ساكنند و نزديك باجه قومى از بربرند كه آنان را وزداجه گويند ، اينان نافرماناند و از ابن الاغلب فرمان نمىبرند ، و از قيروان تا شهر اربس « 1 » دو منزل است و آن شهرى است بزرگ و آباد كه مردمى بهم آميخته در آن سكونت دارند ، و از قيروان تا شهرى كه به آن مجّانه گفته مىشود چهار منزل است و در اين شهر ميان كوههايى و درههايى معادن نقره و سرمه و آهن و مردار سنگ و ارزيز يافت مىشود و مردم آن قومى هستند كه به آنان « سناجره » مىگويند و گفته مىشود كه اولشان از سنجار ازديار ربيعه است و آنان سپاهيان سلطاناند و نيز اصنافى از عجم از بربر و جز ايشان آنجايند . و از قيروان از طرف قبله به بلاد قموده روند و آن سرزمينى است وسيع كه در آن شهرهايى و دژهايى است و شهرى كه اكنون حاكم نشين آنجا است « مذكوره » است و شهر بزرگ قديم همان است كه به آن سبيطله گفته مىشود و همان شهرى است كه در دوران عثمان بن عفان فتح شد و در سال سى و هفت عبد اللّه بن عمر بن خطاب و عبد اللّه بن زبير آن را محاصره كردند و فرمانده سپاه عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح بود « 2 » .
و از قموده به شهر قفصه ، و آن شهرى است استوار كه بارهاى از سنگ بر آن كشيده است و در آن ، در داخل شهر چشمههاى آبى است و آن را سنگ فرش كردهاند و پيرامون آن آبادى بسيار و ميوههاى معروفى است و از قفصه به شهرهاى
هامش
( 1 ) بضم اول و سوم : كورهاى وسيع در افريقا كه ميان آن و قيروان از طرف مغرب سه روز راه است .
( 2 ) در سال سى و هفت عثمان نه زنده بود و نه خليفه !