تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
و مغاكهايى است كه آب باران در آن جارى مىشود و اهل شهر مردمى بهم آميخته از عرب و عجم ، و اهل ذمه‌اش سامره‌اند . « 1 » كوره‌هاى فلسطين عبارت است از « كورهء ايليا » كه همان بيت المقدس باشد و آثار انبيا عليهم السلام در آن است و « كورهء لد » كه شهر آن همچنان به حال خود باقى است ، جز اينكه ويران است و « عمواس » « 2 » و « نابلس » كه شهرى است كهن و دو كوه مقدس در آن واقع شده و زير شهر ، شهرى است در سنگ كنده شده و در آن مردمى بهم آميخته از عرب و عجم و سامره سكونت دارند ، و « سبسطيه » « 3 » كه از مضافات نابلس است و « قيساريه » كه شهرى است بر ساحل دريا و از استوارترين شهرهاى فلسطين بود و آخرين شهر آن ناحيه است كه فتح شد و فتح آن در دوران خلافت عمر بن خطاب بدست معاوية بن ابى سفيان انجام يافت ، و « يبنا » « 4 » كه شهرى است كهن روى قلعه‌اى و همان است كه روايت مىشود كه اسامة بن زيد گفت : رسول خدا چون مرا فرستاد ، به من فرمود ، اغد على يبنا صباحا ثم حرّق ، « بامدادان بريبنا بتاز و سپس آتش بزن » و مردم اين شهر قومى از سامره‌اند ، و « يافا » كه بر ساحل دريا است و مردم رمله به آنجا مىكوچند و « كورهء بيت جبرين » « 5 » كه شهرى است كهن و مردم آن قومى از جذام‌اند و « بحيرهء ميته » « 6 » كه حمره يعنى موميا بيرون مىدهد ، و شهر « عسقلان » بر ساحل دريا و شهر « غزّه » بر ساحل دريا ، و آن سر اقليم سوم است و قبر هاشم ابن عبد مناف در آن واقع شده و مردم فلسطين آميختگانى از عرب و عجم و از لخم و جذام و عامله و كنده و قيس و كنانه‌اند . فتح سرزمين فلسطين در سال شانزده بعد از محاصرهء طولانى بانجام رسيد ، تا
هامش
( 1 ) سامره : قومى از يهود و گروهى از اسرائيليان ( منتهى الارب ) . ( 2 ) بكسر اول و دوم و بفتح اول و دوم ، و بفتح اول و سكون دوم . طاعون معروف زمان عمر كه گويند بيست و پنج هزار نفر تلفات داشت از اين قصبه ظهور كرد . ( 3 ) بفتح سين و با و كسر طا و تخفيف يا . ( 4 ) بضم با و الف مقصوره . ( 5 ) بكسر جيم ، لغتى است در جبريل . ( 6 ) ظاهرا صحيح آن « بحيرهء منتنه » است كه همان درياچهء زغر باشد و در غرب اردن واقع است ، و بس بدبو است جاندارى در آن زندگى نمىكند و در مسالك و ممالك اصطخرى ( ترجمه ) ص 15 ، 60 ، 62 ، 66 از آن به بحيرهء كنده و درياچهء كنده و درياى كنده تعبير كرده است .
البلدان ( فارسى ) — صفحة 108 | اليعقوبي / عبد المحمد آيتى