« قربا » « 1 » سپس « قنونا » « 2 » سپس « يبه » « 3 » سپس « معقر » « 4 » سپس « ضنكان » « 5 » سپس « زنيف » سپس « ريم » سپس « بيش » سپس « عرش » از جازان « 6 » ، سپس « شرجه » « 7 » سپس « سلعا » سپس « بلحه » سپس « مهجم » « 8 » سپس « عاره » سپس « مروه » سپس « سودان » « 9 » سپس « صنعا » همان شهر بزرگى كه واليان و اشراف عرب در آن منزل مىكنند .
يمن هشتاد و چهار مخلاف است كه مانند استانها و شهرها است و نامهاى آنها بدين ترتيب است : يحصبين ، يكلى ، ذمار ، طموء ، عيّان ، طمام ، همل ، قدم ، خيوان ، سنحان ، ريحان ، جرش ، صعده ، اخروج ، مجنح « 10 » ، حراز ، هوزن ، قفاعه ، وزيره ، حجر معافر ، عنّه ، شوافى ، جبلان ، وصاب ، سكون ، شرعب ، جند ، مسور ، ثجه ، مزرع « 11 » ، حيران ، مأرب ، حضور ، علقان ( ريشان ، جيشان ، نهم ، بيش ، ضنكان ، قربى ، قنونا ، رنيه « 12 » ، زنيف ) « 13 » عرش از جازان ، خصوف ، ساعد ، بلحه « 14 » ، كه همان مور است ، مهجم ، كدرا ، كه همان سهام است ، معقر ، كه همان ذوال « 15 » است ، زبيد « 16 » ، رمع ، ركب ، بنى مجيد ، لحج ، ابين ، بين الواديين « 17 » ، الهان ، حضر موت ، مقرا « 18 » ، حيس ، حرض ، حقلين « 19 » عنس ، بنى عامر ، مأذن « 20 » ، حملان ، ذى جرّه ، خولان ، سرو ، دثينه ، كبيبه و تباله
جزيرههاى يمن
« زيلع » « 21 » كه در مقابل مندب « 22 » است ، سپس « دهلك » « 23 » كه در مقابل غلافقه واقع شده و آن جزيرهء نجاشى است و « رحسوا » در مقابل دهلك و « باضع » در مقابل عثر و آن در ساحل بيش و بلاد كنانه است .
هامش
( 1 ) بضم اول و الف مقصوره .
( 2 ) بفتح قاف و هر دو نون
( 3 ) بفتح اول و دوم .
( 4 ) بر وزن مسجد .
( 5 ) بفتح و كسر هم روايت شده .
( 6 ) راهى در طريق حاجيان صنعا .
( 7 ) شرجه كه همان شرج است ، هر دو بفتح اول : جايى است در نواحى مكه .
( 8 ) بفتح ميم و جيم .
( 9 ) بفتح اول و دوم .
( 10 ) ترجمهء تاريخ ص 246 : مجيح .
( 11 ) ترجمهء تاريخ ص 246 ، مراصد الاطلاع : مزدرع .
( 12 ) ل : ص 318 : يبه .
( 13 ) اين نه مخلاف در چاپ نجف افتاده است .
( 14 ) تاريخ مؤلف : بلجه .
( 15 ) ذؤال ، بضم اول .
( 16 ) زبيده ، بفتح اول .
( 17 ) تاريخ مؤلف ، مراصد الاطلاع : واديان .
( 18 ) تاريخ مؤلف : مقرى .
( 19 ) مراصد الاطلاع : حقل .
( 20 ) مراصد الاطلاع : مادن ، تاريخ مؤلف : ماذن .
( 21 ) بر وزن جعفر .
( 22 ) بفتح ميم و دال .
( 23 ) بر وزن جعفر و دهنك نيز گفته مىشود .