تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
گوارايى است كه از آنها است : « عين الصورين » « 1 » و « عين ثنيّهء مروان » و « عين الخانقين » « 2 » و « عين ابى زياد » و « خيف القاضى » و « عين برد » و « عين ازواج نبى » . و بيشتر دارايى مردم مدينه خرما درخت است و زندگى و خوراكشان از آن تأمين مىشود و خراج مدينه از ده يك نخلستان و صدقات است ، و درياى اعظم با مدينه سه روز راه فاصله دارد و ساحل مدينه جايى است بنام « جار » « 3 » و كشتيهاى بازرگانان و كشتيهايى كه از مصر خوار و بار حمل مىكند ، آنجا پهلو مىگيرد ، و از مدينه تا « قبا » شش ميل راه است و منازل اوس و خزرج پيش از اسلام در قبا بود و پيامبر خدا پيش از آنكه به محل مدينه منتقل شود ، آنجا فرود آمد ، چه وى در قبا بر كلثوم بن هدم فرود آمد ، سپس كه كلثوم مرد در خانهء سعد بن خيثمهء انصارى منزل كرد و خانهء سعد بن خيثمه در پهلوى مسجد قبا بود سپس به مدينه منتقل شد و قلعه‌هاى آن را نوشت و مردم در آن براى ساختمان زمينها برگزيدند و پيش از آن پراكنده بودند و ساختمانها برخى ببرخى پيوسته گشت تا به صورت شهرى درآمد و از مدينه تا مكه ده منزل آباد و مسكون است ، اول آنها « ذو الحليفه » « 4 » است كه حاجيان هرگاه از مدينه رهسپار شوند از آنجا محرم گردند ، و از آنجا به « حضيره » « 5 » روند كه منازل بنى فهر از قريش است ، و به « ملل » « 6 » كه اكنون منازل قومى از فرزندان جعفر بن ابي طالب است ، و به « سياله » « 7 » كه قومى از فرزندان حسن بن على بن ابي طالب عليه السلام در آن سكونت دارند و قومى از قريش و جز آنان آنجا بوده‌اند ، و به « روحا » كه منزلهاى مزينه است ، و به « رويثه » « 8 » كه قومى از فرزندان عثمان بن عفان و جز آنان از عرب در آن منزل دارند ، و به « عرج » « 9 » كه آن
هامش
( 1 ) ظاهرا بفتح صاد و تشديد واو فتحه‌دار باشد ، چه صور بفتح صاد و تشديد واو فتحه‌دار از اعمال مدينه است . ( 2 ) خانقان : جايى است در مدينه كه آبهاى سه رودخانهء بزرگ بطحان و عقيق و قناة آنجا فراهم مىشود . ( 3 ) جار : شهرى است در ساحل درياى قلزم كه ميان آن و مدينه روزى و شبى است ( 4 ) بضم حاى بى نقطه ، قريه‌اى است كه ميان آن و مدينه شش يا هفت ميل راه است . ( 5 ) حضير ، بلفظ تصغير : منزلى است ميان ذى الحليفه و ملل . ( 6 ) بفتح ميم و لام اول : تا مدينه دو شب راه فاصله دارد . ( 7 ) بفتح سين و تخفيف يا . ( 8 ) بصيغهء تصغير ( 9 ) بفتح اول و سكون دوم .