تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
مدينه چنان كه رسول خدا آن را نام نهاده شهرى است پاكيزه ( طيبه ) « 1 » در زمينى هموار و سازگار كه هم بيابانى است و هم كوهستانى ، چه آن را دو كوه است ، يكى از آن دو « احد » و ديگرى « عير » « 2 » و اهالى آن مهاجران و انصار و تابعان‌اند و در آن قبيله‌هاى عرب از قيس بن عيلان ، از مزينه و جهينه و كنانه و جز اينان سكونت دارند و آن را چهار رودخانه است كه در موقع باران و سيل ، آب آنها از كوههايى واقع در محلى كه به آن « حرّهء بنى سليم » گفته مىشود و در ده فرسخى مدينه واقع است ، جارى مىشود و آن رودخانه‌ها « وادى بطحان » « 3 » و « عقيق اكبر » « 4 » و « عقيق اصغر » « 5 » و « وادى قناة » « 6 » است ، آبهاى اين رودخانه‌ها در موقع سيلها روان است و سپس همه‌اش در جايى كه به آن « غابه » گفته مىشود ، فراهم مىگردد و آنگاه به رودخانه‌اى بنام « وادى اضم » مىرود سپس « عقيق اكبر » و « عقيق اصغر » در چاههايى بيرون مىآيد كه از آنها است : « بئر رومه » « 7 » كه در ميان بنى مازن حفر شده است و « بئر عروه » ، پس مردم مدينه در باقى ايام سال از اين دو چاه و جز اين دو از چاههايى كه شهرت اين دو چاه را ندارد ، مىنوشند ، و در مدينه چاههايى است كه با « نواضح » يعنى شترانى كه در كشيدن آب با دولاب به كار مىرود ، نخلستانها و مزرعه‌ها از آن آبيارى مىشود در مدينه چشمه‌هاى جوشندهء
هامش
( 1 ) طيبه بالفتح : مدينة الرسول عليه السلام ، قيل انما سميت بطيبة بنت قيدار بن اسماعيل عليه السلام و كانت تسكنها ! ( منتهى الارب ) . ابن ابى الحديد در ذيل كلام على عليه السلام « و هجرته بطيبة » مىنويسد : نام مدينه « يثرب » بود ، پس رسول خدا آن را « طيبه » ناميد ( نهج البلاغه ، خطبهء 159 ، شرح ابن ابى الحديد ج 2 ص 473 ) طيبه نام مدينة الرسول است و آن را طيبه و « طابه » نيز گويند ( مراصد الاطلاع ) . ( 2 ) بفتح اول : كوهى است در « مدينه و فى الحديث » انه حرم ما بين عير الى ثور ( منتهى الارب ) . ( 3 ) بضم اول و سكون ثانى نزد محدثان و بفتح اول و كسر ثانى نزد لغويان و بقولى بفتح اول و سكون ثانى . شاعر گفته است :سقيا لسلع و لساحاتها * و العيش فى اكناف بطحان. ( 4 ) از طرف حره تا قصر مراجل . ( 5 ) از پائين قصر مراجل تا آخر عرصه ، شاعر گفته است :انى مررت على العقيق و اهله * يشكون من مطر الربيع نزورا. ( 6 ) گفته شده كه اين رودخانه از طائف مىآيد و در « ارحضيه » و « قرقرة الكدر » مىريزد ، سپس تا « بئر معونه » مىآيد و آنگاه بر كنار كوه « قدوم » تا پاى قبور شهداى احد مىگذرد . ( 7 ) بضم را : زمينى است در مدينه ميان جرف و رعانه كه مشركين در سال خندق آنجا فرود آمدند .
البلدان ( فارسى ) — صفحة 92 | اليعقوبي / عبد المحمد آيتى