تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
اى خداوند ، من كمترين كمترانم و خوارترين خوارترانم ، همانند ذرّه‌اى يا حتى كمتر از آن . و اينك اى خداوندى كه در كيفر بدكاران شتاب نمىكنى و فرو رفتگان در ناز و نعمت را مهلت مىدهى و گنهكاران را به انعام خود عفو مىكنى و به فضل خويش از خطاكاران مهلت باز نمىگيرى ، من بدكارى هستم معترف و خطاكارى هستم لغزيده و به سر در آمده . دليرانه در برابر تو مرتكب گناه شده و به عمد معصيت تو كرده‌ام . من همانم كه اعمال ناپسند خود را از بندگان تو مستور داشته و در نزد تو آشكار ساخته‌ام . من همانم كه از بندگانت ترسان بوده ولى خود را از تو در امان ديده‌ام . من همانم كه از سطوت تو بيمناك نشده‌ام و از خشم تو ترسى به دل راه نداده‌ام . من بر خود جنايت كرده‌ام ، من گروگان بلاى خويشتنم ، من از شرم و حيا بهره‌اى چندان نبرده‌ام و من گرفتار رنجى ديرينه‌ام . بار خدايا ، تو را سوگند مىدهم به آن كه از ميان خلق او را برگزيده‌اى ، به آن كه او را براى خود پسنديده‌اى ، به آن كه از ميان آفريدگانت او را اختيار كرده‌اى ، به آن كه او را براى خود برگزيده‌اى ، به آن كه طاعت او را به طاعت خود پيوسته‌اى و معصيت او را معصيت خود دانسته‌اى و دوستىاش به دوستى خود قرين ساخته‌اى و دشمنىاش را دشمنى خود شمرده‌اى ، در اين روز مرا چونان كسانى كه از گناه بيزارى جسته‌اند و به تو پناه آورده‌اند و توبه كرده و به آمرزش تو پيوسته‌اند خلعت عفو و رحمت خود بپوشان . بار خدايا ، از هر چه پرستندگان و مقربان خود را نصيب مىدهى ، مرا نيز نصيب ده . مرا خاص خود گردان ، بدان گونه كه وفا كنندگان به عهد خود را و آنان را كه در عبادت تو خويشتن به رنج افكنده و در خشنودى تو كوشيده‌اند ، خاص خود مىگردانى . مرا به سبب قصور در بندگىات يا تجاوز از حد خويش و احكام تو ، مؤاخذت مفرماى .