به يقين آنزمان كه شاعر پرتوان عرب ، براى شناساندن امام ( ع ) به آنان كه دربارهء او تجاهل مىكردهاند ، به چنين مدح و ستايشى پرداخته ، اين مجموعه نيايشها كه بعدها صحيفهء سجاديه نام گرفته ، يا هنوز از سوى امام ( ع ) به كسى املاء نشده يا فرزدق از آن بىخبر بوده است ، و گرنه شاعرى چون او كه سخن سره از ناسره و سخته از ناسخته مىشناخت ، وصف آن را بيت القصيدهء مديحهء خويش مىساخت .
صحيفهء سجاديه كه آن را زبور آل محمد و انجيل اهل البيت گفتهاند ، از سخن بارى تعالى كه بگذريم ، همانند نهج البلاغه از سخن هرآفريده فراتر است . اگر هرسخنى در خور جايگاهى است يا هرجايگاهى را سخنى درخور بايد ، پس در پيشگاه ايزد متعال و خداوند ذو الجلال ، براى عرض نياز و بيان پرستندگى و شكستهحالى به هنگام شبخيزى و اشكريزى ، كدام راز و نجوا شايستهتر از آنراز و نجوا كه از اعماق دل و صميم جان شبخيزان اشكريز برآمده باشد ؟
و صحيفه راز و نجواى كسى است كه او را زيور عابدان و سرور ساجدان و سرخيل شبزندهداران و پيشواى مشتاقان لقاى پروردگار خواندهاند .
تحقيق در اسانيد صحيفهء سجاديه كارى است دشوار بل طاقتسوز كه از من با اين تنكمايگى كه مراست برنيايد . ولى به حمد الله اين كار شگرف را چندتن از فضلاى معاصر يا به پايان بردهاند 4 و يا سرگرم تحقيق و تفحصند 5 و راه سخن بر امثال من بربستهاند . ولى بهطور اجمال مىتوان گفت كه نخستين
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 14
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٤