تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
بدان تواند رسيد و نه پاى كس . اين مرد همان است كه پيامبران فضيلت جدش را معترفند و ديگر امتها به فضيلت امت او مقرّند . شاخه‌اى بر رسته از درخت رسالت است . نژاده مردى است خوش‌خوى و پاك‌سيرت . پردهء ظلمت از فروغ پيشانى او بشكافد ، آن‌سان كه خورشيد با فروغ خود تاريكى را بزدايد . او از خاندانى است كه دوستيشان دين است و دشمنى با آنان كفر و تقرب به آنان رهايى است و پناهگاه است . پس از ياد خدا ياد آنان بر هرچيز مقدم است ، خواه در آغاز سخن يا در پايان سخن . اگر پرهيزگاران را شمار كنند ، ايشان پيشوايانشان باشند و اگر كسى بپرسد كه بهترين مردم روى زمين چه كسانند ؟ پاسخ شنود كه ايشان . چون دست سخا گشايند ، هيچ بخشنده‌اى را با ايشان ياراى همسرى نيست . و چون سخن از بزرگوارى و كرم در ميان آيد ، كس به پايهء آنها نرسد . به هنگام خشكسالى باران رحمتند و در عرصهء پيكار هژبران دمان . تنگدستى سبب نقصان در بخشندگيشان نشود . آرى ، همواره بخشنده‌اند ، خواه توانگر باشند و خواه تنگدست . به پايمردى دوستى ايشان هرشرّى و هرمصيبتى از ميان برود و نعمت و احسان فزونى گيرد .