جز به هنگام تشهّد « نه » بر زبان نياورد . و اگر براى تشهد نبود ، همواره به جاى « نه » مىگفت : « آرى » .
همگان را مشمول احسان خود ساخته است و ظلمت فقر و بينوايى از برق احسان او رخت بربسته .
چون قريشيان ببينندش ، سخنورشان گويد : كرم و جوانمردى به كرم و جوانمردى اين مرد منتهى شود و از آن در نخواهد گذشت .
او به آزرم ديده برهم نهد و ديگران را از هيبت و شكوه او ياراى نگريستن در او نيست و آنجا كه اوست كسى لب به سخن نگشايد ، مگر آنگاه كه بر لب او تبسمى نقش بندد .
در دستش عصايى است از خيزران كه رايحهاى خوش از آن بردمد ، از دست كسىكه شگفتى افزاست ، چهرهء زيبا و بينى خوشتراش و متناسبش .
چون براى استلام حجر الاسود آيد ، ركن حطيم خواهد كه دست او بگيرد و رها نكند ، كه مىداند آن دست ، دست چه كسى است .
خداوند از روز ازل شريف و بزرگوارش آفريده و قلم قدرت بر لوح چنين روان گشته است .
كداميك از آفريدگان است كه از خوان بىدريغ نعمت نياكانش برخوردار نشده باشد ؟
هركه خدا را سپاس گويد ، بايد كه پدران اين مرد را سپاس گويد . زيرا آن دين كه همگان بدان رسيدهاند از خاندان ايشان برآمده است .
او را به قلهء رفيع دين انتساب است ، جايى كه نه دست كس
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 12
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٢