كشته خواهد شد . آيا تو پسر عمّ من جعفر بن محمد ( ع ) را ديدهاى ؟
گفتم : آرى .
گفت : آيا شنيدهاى كه دربارهء من سخنى بر زبانش رفته باشد ؟
گفتم : آرى .
گفت : مرا بگوى كه از من چگونه ياد كرد ؟
گفتم : فدايت شوم ، نمىخواهم آنچه را از او شنيدهام روى در روى تو بگويم .
گفت : مرا از مرگ بيم مىدهى ؟ بگوى كه از او چه شنيدهاى ؟
گفتم : از او شنيدم كه مىگفت كه تو كشته خواهى شد و پيكرت بر دار كنند ، آنسان كه پدرت را كشتند و پيكرش را بردار كردند .
چون اين بگفتم ، چهره درهم كشيد و گفت « خدا هرچه را بخواهد مىسترد و هرچه را بخواهد نگاه مىدارد و ام الكتاب در نزد اوست . » 8 اى متوكل ، خداوند عز و جل اين دين را به ما مؤيد ساخته . ما را هم علم ارزانى داشته و هم شمشير و اين دو را ويژهء ما ساخته و حال آنكه پسر عمان ما را تنها علم عطا كرده است .
گفتم : فدايت شوم ، مىبينم كه مردم را به پسر عمت جعفر بن محمد ( ع ) گرايش بيش است تا به تو و پدرت .
يحيى گفت : از اينروست كه عمّ من محمد بن على و پسرش جعفر ( ع ) مردم را به زندگى فراخواندهاند و ما به
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 16
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٦